تبلیغات
عقل سرخ - مطالب علم و دین
عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

حاجی به فقر شدید مبتلا نمی شود!

چهارشنبه 4 مرداد 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:حدیث، علم و دین، 


آیا حاجی فقیر می‌شود؟

اسحاق بن عمار گوید: امام صادق - علیه‌السلام - فرمود: حاجی هرگز به املاق مبتلا نمی‌شود؟
عرض کردم: املاق یعنی چه؟
فرمود: املاق یعنی بی‌پولی و نداری و مفلس شدن، سپس (به عنوان شاهد این آیه را تلاوت) فرمود: (و لا تقتلوا أولادکم من املاق نحن نرزقکم و ایاهم) [1] «و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نکشید! ما شما و آنها را روزی می‌دهیم».[2] .
--------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1] سوره‌ی أنعام آیه‌ی 151.
[2] تفسیر العیاشی: ج 2 ص 75، بحارالأنوار: ج 96 ص 12 ح 37


     هر چند که با کارشکنی های آل سعود نحوه انجام مناسک حج یا قطع موقت آن می تواند مورد بحث قرار گیرد ولی با توجه به وجوب حج در آیات قرآن و ترغیب به انجام آن در روایات متعددی از این قبیل تعطیل کردن این واجب الهی یا تخریب مبانی آن به هر بهانه ای از جمله واجب تر بودن کمک به دیگران یا جلوگیری از تقویت اقتصادی وهابیت و... قطعا صحیح نمی باشد و به نظر می رسد که راه صحیح مدیریت صحیح حج و تقلیل حج های غیر واجب و غیر ضروری و به صفر رساندن هزینه ها و خرید های بی مورد و تدابیری از این قبیل است.

نظرات() 

سفارشات امام صادق به مؤمن طاق

یکشنبه 1 مرداد 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:حدیث، علم و دین، 


سفارشات امام صادق به مؤمن طاق

از سفارشات گران بها و نورانی امام صادق علیه‌السلام به مؤمن طاق این است که فرمود: ای فرزند نعمان، از کشمکش و نزاع بپرهیز که آن اعمال خیر تو را تباه می‌کند و از جدال ناپسند پرهیز کن که تو را هلاک خواهد نمود و از درگیری و خصومت زیاد پرهیز کن که تو را از خدا دور خواهد نمود. همانا مسلمانان پیشین قبل از همه چیز تمرین سکوت می‌کردند، حال آن که شما تمرین سخن گفتن می‌کنید. آنها قبل از این که قصد اطاعت و بندگی خدا را داشته باشند؛ ده سال تمرین سکوت می‌کردند. پس اگر توانایی و صبر بر آن را در خود می‌یافتند خود را برای عبادت آماده می‌دیدند و گرنه می‌گفتند: ما هنوز اهلیت پیدا نکرده ایم و کسی می‌تواند نجات پیدا کند که بتواند در مقابل زشتی‌ها سکوت نماید و بر آزار دولت باطل صبر نماید، چنین افرادی مؤمنان و برگزیدگان و دوستان حقیقی خداوند هستند.
سپس فرمود: به خدا سوگند! یکی از شما چون وارد قیامت شود اگر به اندازه‌ی گنجایش زمین طلا در راه خدا داده باشد؛ اما حسد مؤمنی را در دل داشته باشد آن طلاها در آتش گداخته خواهد شد [و او در آنها معذب خواهد بود].
ای فرزند نعمان، کسی که از او سؤالی شود و بگوید: نمی‌دانم، در حق علم و دانش ظلم نکرده و انصاف داشته است. ای فرزند نعمان! مؤمن [ممکن است] در مجلس خود حسد بورزد، اما هنگامی که از آن مجلس خارج گردید کینه از دل او خارج می‌شود.
ای فرزند نعمان، اگر می‌خواهی محبت و علاقه‌ی تو نسبت به برادر دینی خود خالص بماند، با او مزاح [زیاد] و بحث و جدل، و مباهات مکن و کینه و دشمنی او را در دل مگیر و دوست خود را به اسرار خویش آگاه مکن مگر به اندازه ای که اگر دشمن تو به آن آگاه شود، زیانی به تو نرسد؛ زیرا ممکن است دوست انسان روزی دشمنش شود.
ای فرزند نعمان، بلاغت در سخن به تندی زبان و بیهوده گویی و شوخی‌های فراوان نیست، بلکه بلاغت در سخن به معنای فهم کلام و قصد تفهیم و اثبات حقیقت می‌باشد. [1] .
----------
پی نوشت ها:
[1] بحارالأنوار ج 78 / 292. 

نظرات() 

زندگی خود را بر چه چیز بنا کنیم؟

یکشنبه 1 مرداد 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:حدیث، علم و دین، 


زندگی خود را بر چه چیز بنا فرمودید؟

به خط شهید - رحمه الله - آمده است که به امام صادق - علیه‌السلام - عرض شد: شما امرتان را به چه چیز بنا فرمودید؟
حضرت فرمود: بر چهار چیز:
1- دانستم که عملم را غیر از خودم انجام نمی‌دهد، لذا خود کوشش کردم (و سستی و تنبلی نکردم).
2- و دانستم که خداوند عزوجل بر (کار و حالت من) مطلع است، و لذا حیا کردم (و گناه نکردم).
3- و دانستم که روزی مرا غیر از خودم نمی‌خورد، لذا مطمئن شدم (و هراسی به دل راه ندادم).
4- و دانستم که عاقبت و پایان عمر من مرگ است، لذا آماده شدم. [1] .
-------------
پی نوشت ها:
[1] بحارالأنوار ج 75 ص 228 ح 100. 

نظرات() 

در پس آینه طوطى صفتم داشته‏ اند!

یکشنبه 1 مرداد 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:ادبیات و فلسفه، علم و دین، کلام و عقاید، 

 

 


     نگارنده این سطور حسن حسن‏زاده آملى گوید: براى حرف آموختن طوطى، او را جلوى آینه به گونه‏ اى كه عكس خود را در آن ببیند قرار میدهند، و كسى در پشت آینه حرف میزند و طوطى به گمانش كه آن حرف از طوطى هم نوع اوست كه در آینه میباشد و به تدریج از او حرف می آموزد و به حرف مى‏آید.

این مطلب را عارف رومى در دفتر پنجم مثنوى در ضمن این عنوان:

تمثیل تلقین شیخ مریدان را، و پیغمبر امّت را كه ایشان طاقت تلقین حق ندارند و با حق الفت نتوانند چنان‏كه طوطى با صورت آدمى الفت ندارد كه از او تلقین تواند گرفت، و حق تعالى شیخ را چون آینه پیش مرید دارد و از عقب آینه تلقین میکند.

نیكو به نظم درآورده است كه فرمود:

طوطیى در آینه می بیند او

عكس خود را پیش او آورده رو

در پس آیینه آن استا نهان‏

حرف میگوید ادیب خوش بیان‏ 

طوطیك پنداشته كان گفت پست‏

گفت آن طوطیست كاندر آینه است‏

پس ز جنس خویش آموزد سخن‏

بیخبر از مكر آن گرگ كهن‏

كز پس آیینه می آموزدش‏

ورنه ناموزد جز از جنس خودش‏

گفت را آموخت زان مرد هنر

لیك ازمعنى و سرّش بیخبر

از بشر بگرفت منطق یك بیك‏

از بشر جز این چه داند طوطیك‏

همچنان در آینه جسم ولىّ‏

خویش را بیند مُرید مُمتلى‏

عقل كل را از پس آیینه او

 كى تواند دید وقت گفتگو

او گمان دارد كه میگوید بشر

آن دگر سرّ است او زان بیخبر

حرف آموزد ولىّ سر قدیم‏

 می‏نداند طوطیست آن یا ندیم‏

 

 

 

ولكن عارف بزرگوار جناب خواجه حافظ فرموده است:

در پس آینه طوطى صفتم داشته‏ اند

آنچه استاد ازل گفت بگو میگویم‏

 

 

 

كه باید «آنچه استاد ازل گفت بگو» متعلق به «در پس آینه» باشد، و به قرینه «صفت» دانسته شود كه او را در پیش روى آینه داشته‏اند.

و احتمال تحریف نیز خالى از قوّت نیست كه عبارت «در بر آینه» بوده است و به «در پس آینه» تحریف شده است.

و توهّم این‏كه مراد از آینه نظام هستى است و روى این آینه آن سویى است كه باطن و ملكوت آن است و پشت آینه این سویى است كه ظاهر و عالم ملك و نشأت طبیعت است و من در پس این آینه آنچه را استاد ازلى كه انطق كل شی‏ء گفته است مى‏گویم، دور از مفاد مثال و مراد تمثیل است زیرا كه تلقین‏ كننده طوطى در پس آینه است و طوطى در پیش آینه و باید در شیوه تمثیل صورت آن محفوظ باشد.

شیرین و دلنشین این‏كه دل و طوطى در اصطلاح علم عدد دو جسم یك روح‏اند، و به قول عیانى در كنوز الأسماء:

نزد اهل خرد و اهل عیان‏

حرف جسم و عدد اوست چه جان‏

 

 

هزار و یك كلمه، ج‏2، ص: 382

نظرات() 

شیطان در اصول اشعری و در فروع حنفی است!

جمعه 30 تیر 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:حدیث، فرق و مذاهب، علم و دین، کلام و عقاید، 



خواجه نصر الدین طوسی می فرماید روزی از من در مورد مذهب شیطان سوال شد که چه مذهبی دارد؟! گفتم آنچه که از تفسیر قرآن می دانم این است که او در اصول اشعری و در فروع حنفی است! 

قال المحقّق الخواجة نصیر الدین الطوسى:

سئلت یوماً عن مذهب الشیطان، قلت: الذى اطلعت علیه من تفسیر القرآن أنه أشعرى الأصول حنفى الفروع؛


 أمّا الأول فقوله: «فَبِما أَغْوَیْتَنِى لَأَقْعُدَنَّ» ( یعنی اشعری بودن شیطان در اصول به خاطر آن است گمراهی خود رابه خداوند نسبت داد) نسبت غوایت به خدا دادن و اضافه آن به پروردگار كردن مذهب اشعریان است كه نسبت أعمال به خدا دهند. 

  و أما در فروع احكام قیاس كند؛ چنان كه حنفیان كنند آن گاه كه از سجده آدم‏ سر باز زد و امتناع ورزید گفت: «خَلَقْتَنِى مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ» این مقایسه بین خاك و آتش كردن و حكم به اشرفیت آتش دادن چگونه رواست كه افضل و اشرف در برابر خاك پست شود. 

    از این رو فرمود: لاتقیسوا فإنّ أول من قاس ابلیس‏ (قیاس نکنید چرا که اولین کسی که قیاس کرد ابلیس بود)  [سپس فرماید:] لكنه فضل على القوم لأنه استدلّ بقیاس الأولویة و هم یستدلّون بالمساوا (اما شیطان بر حنفیان در این مسئله برتری دارد چرا که او قیاس به اولویت کرد و ایشان قیاس به مساوات کنند!)



كلمه 660

هزار و یك كلمه، ج‏7، ص: 25


نظرات() 

آیا مردگان می توانند خانواده و بازماندگان خودراببینند ؟

جمعه 30 تیر 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:حدیث، علم و دین، کلام و عقاید، 



      علم و عمل به منزله دو بالَ نفس ناطقه‏ اند كه به اندازه نیروى این دو بال در عوالم بی پایان پرواز می کند، پروازى كه در نشئت شهادت داخل در عالم غیب می ‏شود، و در عالم غیب ظاهر در نشئت شهادت میگردد.


پرواز برون ز حدّ احصا

آنى چو هزار سالت اى دوست‏

 

از این اشارت سرّ این گونه آیت را در یاب كه حق تعالى به پیامبر فرمود: «وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا ...»؛ اى پیامبر از پیامبران پیشین بپرس.

آرى صاحب نفس مكتفى با این كه در عالم شهادت است وارد در عالم غیب می شود و از پیامبران پیشین می پرسد نیازى به تقدیر مضاف نیست كه مثلًا گفته شود:

أى واسئل أُمم من أُرسلنا من قبلك و علمائهم.


و نیز راز این گونه روایت را فهم كن كه راوى از معصوم مى‏پرسد: آیا انسان كه از این سرا رخت بر بسته است، دوباره مى‏تواند كسان خود را در این نشئت دیدار كند؟ در پاسخ فرمود: آرى. پرسید: تا چه اندازه؟ در روایتى فرمود: على‏ قدر منزلته، و در دیگرى: على‏ قدر عمله، و در سومى: على‏ قدر فضائلهم، از این القاء سبّوحى به حقیقت و واقع رجعت هم رسیده‏اى. تدبّر شد ان شاء الله المتعالى

هزار و یك كلمه، ج‏7، ص: 16

نظرات() 

معنی لا حول و لا قوّة إلّاباللّه

سه شنبه 27 تیر 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:علم و دین، ادبیات و فلسفه، 

 

 

ناصرالدین شاه در سفرى كه به خراسان میرفت چون به سبزوار رسید به دیدار حكیم متألّه ملّاهادى سبزوارى در منزل آن بزرگوار تشرّف یافت، در ضمن مذاكرات از آن جناب پرسید مقصود مولوى از این بیت چیست؟

ما همه شیران ولى شیر عَلَم‏

 

حمله مان از باد باشد دم به دم‏

 

 

 

در جوابش فرمود: «لا حول و لا قوّة إلّاباللّه را ترجمه میكند».

كلمه 663

هزار و یك كلمه، ج‏7، ص: 26

نظرات() 

اسامی پیامبران در قرآن کریم

دوشنبه 26 تیر 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:علم و دین، کلام و عقاید، حدیث، 


     در قرآن كریم از بیست و پنج پیغمبر نام برده شده است كه عبارت‏ اند از:

   محمّد صلّى اللّه علیه و اله و سلّم، آدم، ادریس، نوح، هود، صالح، ابراهیم، لوط، اسماعیل،اسحاق، یعقوب، یوسف، ایّوب، شعیب، موسى، هارون، یونس، داود، سلیمان، الیاس، الیسع، زكریا، یحیى، عیسى، ذو الكفل (صلوات اللّه و سلامه علیهم)

تبصره: الیاس همان ادریس است زیرا آن حضرت را ظهور و غیبت بوده است، أعنى دوبار مبعوث شده است یك بار پیش از غیبت كه ادریس نبىّ بود، قوله (تعالى): وَ اذْكُرْ فِی الْكِتابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِیًّا (سوره مریم، آیه 58)، و زمان غیبتش سیصد و شصت و پنج (365) سال بوده است، و پس از آن به اسم الیاس رسول ظهور فرموده است، قوله (سبحانه):

وَ إِنَّ إِلْیاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ‏ (سوره صافات، آیه 124). و حضرت ادریس جدّ نوح نبیّ بوده است (سلام الله علیهما)

ادامه مطلب

نظرات() 

آیا مجوس پیامبر داشتند؟

دوشنبه 26 تیر 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:حدیث، فرق و مذاهب، علم و دین، تاریخ، کلام و عقاید، 


آیا مجوس پیامبر داشتند؟

یکی از اصحاب ما گوید: از امام صادق - علیه‌السلام - درباره‌ی مجوس سؤال شد: آیا پیامبر داشتند یا نه؟
حضرت فرمود: آری، مگر داستان نامه‌ی رسول اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - به اهل مکه را نشنیدی که برای آنها نوشت: اسلام بیاورید و اگر نه با شما می‌جنگم، آنها برای پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - نوشتند: از ما جزیه بگیر، و ما را بگذار به عبادت بتها ادامه دهیم.
پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - در پاسخ آنها نوشتند: من جزیه نگرفتم مگر از اهل کتاب.
آنان در حالی که قصد داشتند او را تکذیب کنند برای او نوشتند: شما مدعی شدی که جزیه از غیر اهل کتاب نمی‌گیری، در حالی که از مجوس منطقه «هجر» (که یکی از قصبه‌های بحرین است) جزیه گرفتی.
پیامبر در جواب آنها نوشتند که: برای مجوس پیامبری بود که او را کشتند، و کتابی داشتند که آن را سوزانیدند که پیامبرشان کتابشان را برایشان آورد. [1] .
2- زندیق گفت: به من خبر ده که آیا خدا برای مجوس پیامبر فرستاد؟ زیرا من نزد آنها کتابهائی محکم و استوار، و موعظه‌ها و پندهائی بلیغ، و مثالهائی مفید و شافی یافتم و دیدم آنها به ثواب و عقاب اقرار می‌کنند، و شرائع و برنامه‌هائی مذهبی دارند که به آن عمل می‌کنند.
امام - علیه‌السلام - فرمودند: امتی نیست که خدا برای آنها بیم‌دهنده‌ای نفرستاده باشد، و خدا برای آنها پیامبری با کتاب فرستاد، ولی آنان نبوت آن پیامبر را انکار کردند، و کتابش را رد کردند.
سؤال کننده گفت: آن پیامبر کیست؟ زیرا مردم می‌گویند: آن خالد بن سنان است.
حضرت فرمودند: خالد یک مرد عرب بیابانی بود. و پیامبر نبود، و این چیزی است که مردم می‌گویند و با حقیقت مطابقت ندارد.
گفت: آیا زردشت است؟
گفت: زردشت برای آنان زمزمه‌ای (وردهائی) آورد، و ادعای پیامبری کرد، گروهی به او ایمان آوردند، و گروهی انکار کردند و او را از شهر خارج کردند، و حیوانات درنده او را در بیابان خوردند. [2] .
---------------
پی نوشت ها:
[1] بحارالأنوار: ج 14 ص 463 ح 28.
[2] بحارالأنوار: ج 10 ص 176 - 179. 

نظرات() 

وقتی امام صادق علیه السلام غلام خود را باد می زد تا خنک شود!

جمعه 23 تیر 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:حدیث، اجتماعی، علم و دین، کلام و عقاید، 


    شیخ کلینی در کافی به سند خود روایت کرده است: امام صادق (ع) روزی غلام خود را در پی کاری فرستاد. غلام در بازگشت تأخیر نمود، پس امام (ع) به دنبال او روان شد و وی را یافت که خوابیده است. بالای سر او نشست و او را باد می‌زد تا غلام بیدار شد. چون غلام از خواب بیدار شد امام صادق (ع) به او فرمود: ای فلان! به خدا سوگند این گونه نیست که شب و روز متعلق به تو باشد و در آن بخوابی بلکه شب از آن توست و روز از آن ما. 

پیش از ظهور اسلام برده داری تبدیل به جزئی جدایی ناپذیر از زندگی اجتماعی بشر شده بود و قدمتی چندین هزارساله داشت و ریشه کن کردن آن از سویی نیازمند زمان و ایجاد بسترهای اجتماعی ، اخلاقی ، حقوقی و... خاص خود بود و از سوی دیگر زمام امورسیاسی اسلام در همان ابتدا از دست ائمه شیعه خارج شده بود  ولغو کلی و عمومی آن چه از نظر اختیارات حکومتی ائمه و چه از نظر امکان عملی اجرای آن انجام پذیر نبود با این حال در همان دوران نیز ائمه با وضع قوانینی حقوقی و اخلاقی صحنه هایی باور نکردنی از برخورد انسانی با این بردگان را به نمایش گذاشتند .

    در حقیقت اسلام از همان ابتدا با برده داری مخالف بود ولی همان گونه که گفته شد لغو آن به صورت ناگهانی با توجه به اینکه نظامات اجتماعی بر اساس آن تبیین شده بود ممکن نبود بلکه نیازمند بستر سازی و زمان بود به عنوان مثال با مرور آیات قرآن در می یابیم که قرآن از همان ابتدا حرام بودن شراب را اعلام نکرد و مسلمان ها  از شرابخواری منع نشدند ولی به مرور و پس از طی مراحل و ایجاد زمینه های مورد نیاز شراب تحریم شد و مشخص شد که تا چه حد مورد نفرت اسلام است . مثال امروزی تر آن بانکداری معاصر است که در عمل مبنای کار آن همان سیستم رباست ولی اگر حکم حکومتی صادر شود و همه بانک ها و سیستم بانکداری را ملغا اعلام کند چه بر سر مردم و سیستم زندگی آنها خواهد آمد؟ تکلیف اقساط باقی مانده، دیون، وثیقه ها ، طرح های عمرانی و هزاران امر حیاتی جامعه که با سیستم بانکی در آمیخته چه خواهد شد؟ پس چاره ای نیست که با وضع قوانینی هر چند کم بازده و در مواردی شبهه ناک! به نام بانکداری اسلامی موقتا با این سیستم که بنای آن ربوی است کنار آمد و البته در داراز مدت سیستم مالی بدون ربا جایگزین شود.در حقیقیت در زمان ائمه نیز همه شئونات اقتصادی و اجتماعی و تولید و اشتغال جامعه از پیش بر مبنای برده داری پایه ریرزی شده بود و با توجه به این نکته ایشان به طرق مختلف تلاش نمودند تا از نظر اخلاقی زمینه را برای لغو این شرایط غیر انسانی در بلند مدت و رسیدن بردگان به کرامت انسانی در کوتاه مدت فراهم سازند که در عمل نیز موفق بودند و برده داری بعد از این که در کشورهای اسلامی به پایان رسید صدها سال در اروپا رواج داشت و در هنگام رواج در جهان اسلام نیز برخورد و رفتار مسلمین با بردگان هیچ شباهتی با رفتار غربیان نداشت تا جایی که شاید بتوان گفت برده داری در اسلام و غرب تنها در لفظ مساوی هستند و حقیقتا ماهیتی کاملا متفاوت و مجزا دارند.

نظرات() 

کنیزی که موجب مرگ فرزند امام صادق علیه السلام شد!

جمعه 23 تیر 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:علم و دین، حدیث، 

    

     پیش از ظهور اسلام برده داری تبدیل به جزئی جدایی ناپذیر از زندگی اجتماعی بشر شده بود و قدمتی چندین هزارساله داشت و ریشه کن کردن آن از سویی نیازمند زمان و ایجاد بسترهای اجتماعی ، اخلاقی ، حقوقی و... خاص خود بود و از سوی دیگر زمام امورسیاسی اسلام در همان ابتدا از دست ائمه شیعه خارج شده بود  ولغو کلی و عمومی آن چه از نظر اختیارات حکومتی ائمه و چه از نظر امکان عملی اجرای آن انجام پذیر نبود با این حال در همان دوران نیز ائمه با وضع قوانینی حقوقی و اخلاقی صحنه هایی باور نکردنی از برخورد انسانی با این بردگان را به نمایش گذاشتند . در یکی از این روایات رفتار شگفت انگیز امام صادق (ع) با کنیزی که موجب مرگ فرزند خردسالش شده بود را با هم مرور می کنیم.

    ابن‌شهرآشوب در کتاب مناقب از کتاب روضه نقل کرده است: روزی سفیان ثوری به نزد امام صادق (ع) رفت. دید که سیمای امام متغیر است. علت آن را جویا شد. امام (ع) فرمود: من ممنوع کرده بودم که کسی بر بام خانه رود. اما مشاهده کردم یکی از کنیزانم که پرستاری یکی از کودکانم را بر عهده داشت از نردبان بالا می‌رفت و کودک نیز همراه او بود. چون کنیز مرا دید، لرزید و در پایین آمدن شتاب جست و کودک از دستش افتاد و در دم جان سپرد. اما چهره‌ی من به خاطر مرگ کودک نیست که چنین تغیر کرده، بلکه به خاطر ترس و لرزی است که از مشاهده‌ی من به آن کنیز راه یافته است. امام صادق (ع) پس از این ماجرا به آن کنیز، دوبار فرمود: تو به خاطر خدا آزادی و در این ماجرا بی‌گناهی!

شگفت آور است که امام با آن همه محبتی که نسبت به فرزندانشان داشتند نه از مرگ فرزند بلکه از اندک ترسی که از ناحیه ایشان به کنیز رسیده ناراحت هستند که در آن هم تعمدی نداشته اند!
    در حقیقت اسلام از همان ابتدا با برده داری مخالف بود ولی همان گونه که گفته شد لغو آن به صورت ناگهانی با توجه به اینکه نظامات اجتماعی بر اساس آن تبیین شده بود ممکن نبود بلکه نیازمند بستر سازی و زمان بود به عنوان مثال با مرور آیات قرآن در می یابیم که قرآن از همان ابتدا حرام بودن شراب را اعلام نکرد و مسلمان ها  از شرابخواری منع نشدند ولی به مرور و پس از طی مراحل و ایجاد زمینه های مورد نیاز شراب تحریم شد و مشخص شد که تا چه حد مورد نفرت اسلام است . مثال امروزی تر آن بانکداری معاصر است که در عمل مبنای کار آن همان سیستم رباست ولی اگر حکم حکومتی صادر شود و همه بانک ها و سیستم بانکداری را ملغا اعلام کند چه بر سر مردم و سیستم زندگی آنها خواهد آمد؟ تکلیف اقساط باقی مانده، دیون، وثیقه ها ، طرح های عمرانی و هزاران امر حیاتی جامعه که با سیستم بانکی در آمیخته چه خواهد شد؟ پس چاره ای نیست که با وضع قوانینی هر چند کم بازده و در مواردی شبهه ناک! به نام بانکداری اسلامی موقتا با این سیستم که بنای آن ربوی است کنار آمد و البته در داراز مدت سیستم مالی بدون ربا جایگزین شود.در حقیقیت در زمان ائمه نیز همه شئونات اقتصادی و اجتماعی و تولید و اشتغال جامعه از پیش بر مبنای برده داری پایه ریرزی شده بود و با توجه به این نکته ایشان به طرق مختلف تلاش نمودند تا از نظر اخلاقی زمینه را برای لغو این شرایط غیر انسانی در بلند مدت و رسیدن بردگان به کرامت انسانی در کوتاه مدت فراهم سازند که در عمل نیز موفق بودند و برده داری بعد از این که در کشورهای اسلامی به پایان رسید صدها سال در اروپا رواج داشت و در هنگام رواج در جهان اسلام نیز برخورد و رفتار مسلمین با بردگان هیچ شباهتی با رفتار غربیان نداشت تا جایی که شاید بتوان گفت برده داری در اسلام و غرب تنها در لفظ مساوی هستند و حقیقتا ماهیتی کاملا متفاوت و مجزا دارند.

نظرات() 

ارتباط سند 2030 با فاجعه پارس آباد

پنجشنبه 22 تیر 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:اجتماعی، علم و دین، 


ارتباط سند 2030 با فاجعه پارس آباد

 

   بعد از اتفاق تکان دهنده پارس آباد گروهی فرصت را مناسب یافتند تا  این اتفاق را نتیجه عدم وجود آموزش هایی نظر 2030 نشان دهند در پاسخ به ایشان تذکر چند نکته ضروری است؛

1-      مساوی دانستن «ارائه آموزش های جنسی به جامعه» با آنچه « سند 2030 » نامیده می شود خود بزرگترین مغالطه است ! اگر همه مجادلاتی که پیرامون این سند کذایی صورت گرفت را مرور کنید به این نتیجه می رسید که هیچ کس مخالف ارایه آموزش مسائل مورد نیاز در این زمینه  نبوده بلکه بحث بر سر این بوده که چرا باید سندی وارداتی که برای جامعه ای با مختصات متفاوت با جامعه ما نوشته شده در کشور اجرا شود و از تهیه و بکارگیری طرح های بومی غفلت شود؟!

2-      هرکس مختصر آشنایی با دین اسلام خصوصا روایات شیعه داشته باشد می داند که متون ما مملو از احادیثی است که ریزترین آموزش های جنسی در همه سطوح را ارائه نموده اند و در عین حال اجرای آنها هیچ آسیبی به مباحثی مانند حیا و عفت در جامعه نمی زند سالهاست که مخالفین نادان اسلام همین روایات را مستمسک قرار داده اند و با سفاهت می گویند مسلمانان به دنبال مسائل زیرشکمی هستند و فکرشان از آن تجاوز نمی کند و امروز هم همانها با رها کردن این آموزش ها به دنبال اسناد وارداتی هستند و همواره در تباهی افراط و تفریط به سر می برند.

3-      از این افراد که در قامت دانایان و متفکرین ظاهر شده اند می پرسیم که اگر این سند کافی است و نیازی به بومی سازی ندارد اصولا فلسفه این همه تشکیلات عریض و طویل فرهنگی از آموزش و پرورش گرفته تا وزارت ارشاد و صدها موسسه علمی و تحقیقاتی و افرادی که در آنها کار می کنند چیست؟ وقتی که یک دانشجوی زبان 20 ساله می تواند این سند و هزاران سند مثل آن را به راحتی ترجمه کند چه نیازی به این همه به ظاهر متفکرِ در اصل مترجم داریم؟ این افراد حتی اگر موفق شوند که حرفشان را در این رابطه اثبات کنند همزمان مفت خوری و بی خاصیتی خودشان را هم ثابت کرده اند! چون ثابت کرده اند که کاری جز ترجمه لازم نیست و همانطور که عرض کردم از یک مترجم ساده هم ساخته است.

4-      می گویند این اتفاق ثابت کرد که حجاب فایده ندارد چون آن طفل معصوم با این که محجبه هم بود دچار آن گرگ آدمخوار شد ! این هم نه تنها مغالطه است بلکه یقینا تمام زنان بد حجابی که امروز به آن جنایکار ناسزا می گویند در این جنایت سهیم هستند! شکی نیست که فرد مذکور یک بیمار جنسی بوده و یکی از مهمترین عواملی که باعث این جنایات می شود تنوع طلبی جنسی است که فرد با اینکه متاهل و دارای همسر است ارضا نشده و بدنبال چنین جنایاتی می رود حال باید پرسید چه کسانی هر روز با پوشش تحریک آمیز خود به بیماری چنین افرادی دامن می زنند ؟ آری برخی نمی توانند جلوی شهوت خود را بگیرند چون بعضی دیگر نمی توانند جلوی شهوت خود آرایی و خودنمایی خود را بگیرند و امروز برای جنایتی که در آن سهیمند اشک تمساح می ریزند البته مشخص است که چرا این طفل معصوم گرفتار شد چون آن گرگ زورش به عفریته هایی که هر روز آتش شهوتش را شعله ور تر می کرد نمی رسید اما....

5-      نگاهی به آمار کشورهایی که این سند در آنها اجرا می شود و از آنها برمی خیزد نشان می دهد که این تجاوزات هزاران برابر بیش از ایران است و از سویی اعدام این فرد طبق اسنادی از این قبیل هم جنایت علیه بشریت تلقی خواهد شد!

6-      به جای این مغالطات و توجیهات بی ربط بهتر است آن 43 درصد مردمی که ماهواره نگاه می کنند با خودشان روراست باشند و بگویند جامعه ایی که سرانه مطالعه غیر درسی اش 2 دقیقه هم نیست چگونه ساعت ها از برنامه های فقط علمی!!! ماهواره استفاده می کند بهتر اسیت ایشان یک بار برای همیشه جلوی شهوتشان را بگیرند و همین امروز دیش ها و فرهنگ ماهواره ایشان را جمع کنند و دوباره به آغوش خداوند بازگردند تا امنیت و آرامش اخلاقی به جامعه باز گردد وگرنه دیر نیست که ما هم به همان جایی برسیم که غربی ها رسیدند یعنی جامعه ایی که اکثر زنانش تجربه تجاوز جنسی داشته اند و کودکانش از 40 الی 86 درصد حرامزاده اند!

نظرات() 

اتحاد عاقل و معقول‏

چهارشنبه 21 تیر 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:علم و دین، ادبیات و فلسفه، 


    این كلمه رساله‏اى است با عنوان:

دروس اتحاد عاقل به معقول بسم اللّه الرحمن الرحیم، الحمد اللّه ربّ العالمین‏

اتحاد عاقل و معقول‏

یكى از امّهات مسائل مهمّ حكمت متعالیه كه فهم اسرار بسیارى از اصول عقائد حقّه محمدیّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بر فهم آن مبتنى است، و استنباط كثیرى از نتائج علمى در مسیر تكامل انسانى و سلوك معارف قرآنى متفرع بر آن است، مسأله اتحاد عاقل و معقول است. تنى چند از اساتید بزرگوارم (رضوان اللّه تعالى علیهم) در بیان این موضوع گرانقدر، مقالاتى بلند و ارزشمند كه هر یك خود رساله‏اى موجز و مفید است نوشته‏اند كه همه آنها در تصرف این كمترین محفوظ است و برخى از آنها به خط مبارك خود آن بزرگان است، از آن جمله همین رساله اتحاد عاقل به معقول به قلم وزین و رصین علامه آیة اللّه حاج میرزا سید ابو الحسن رفیعى قزوینى (رفع اللّه تعالى درجاته) است كه با ضمیمه تعلیقات این جانب حسن حسن‏زاده آملى بر آن، به حضور ارباب كمال اهدا مى‏گردد.

ادامه مطلب

نظرات() 

«ساعت زنگى» خداوند

دوشنبه 19 تیر 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:علم و دین، کلام و عقاید، 

 

       


    این كلمه مباركه در بیان «ساعت زنگى» خداوند سبحان است كه نگارنده(علامه حسن زاده)  سالیانى‏  به دستور آن بهره ‏مند است، و چه بسیار پیش آمده است كه آلت مصنوعى ساعتش را بدان میزان كرده است؛ و آن این است كه امین الإسلام طبرسى (رضوان اللّه علیه) در تفسیر قویم مجمع البیان، درباره آخرین آیه سوره مباركه كهف‏ :

 قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً،

از امام ملك و ملكوت صادق آل محمد (صلوات اللّه و سلامه علیهم) روایت نقل كرده است كه:

قال ابو عبد اللّه علیه السّلام: ما من احد یقرأ آخر الكهف عند النوم إلّا تیقّظ فی الساعة الّتی یریدها

( هر کس که آیه آخر سوره مبارکه کهف را پیش از خواب بخواند در هر ساعتی که بخواهد بیدار خواهد شد)

كلمه 534

هزار و یك كلمه، ج‏6، ص: 8


نظرات() 

انسان زرع و زارع و مزرعه خود است!

دوشنبه 19 تیر 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:علم و دین، کلام و عقاید، 





  بسم اللّه الرّحمن الرّحیم الحمد للّه ربّ العالمین قوله سبحانه: إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِكَةُ ...
(فصّلت 31)
: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما یُحْیِیكُمْ‏ (انفال 25).
: «أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِ‏ (حدید 17)
: وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ‏ (حشر 20).


   انسان زرع و زارع و مزرعه خود است، هر چه در خود كاشته است همانست و خود را آنچنان كه ساخته است محشور است و هر كس مهمان سفره خودش است.
یكى از موازین رصین و محكم، و مسائل متین و متقن حكمت متعالیه كه تفسیر انفسى قرآن كریم است این است كه علم و عمل انسان سازند. هر چند كه به حسب ظاهر عمل حركت است، نماز مى‏خوانیم حركت است، طواف مى‏كنیم حركت است، جهاد مى‏كنیم حركت است، و لكن دل این حركت بركت است و آن بركت ملكه و منّه و قدرت است، اگر اعمال صالح باشند آن ملكات فضائل انسانى خواهند شد، و اگر طالح باشند رذائل شیطانى خواهند بود؛ این ملكات موادّ صور برزخى نفس‏اند یعنى هر عمل صورتى دارد كه در عالم برزخ آن عمل بر آن صورت بر عاملش ظاهر مى‏شود كه صورت انسان در آخرت نتیجه عمل و غایت فعل او در دنیا است و همنشین‏هاى او از زشت و زیبا همگى غایت افعال و صور أعمال و آثار ملكات او مى‏باشند كه از صقع ذات او پدید مى‏آیند و بر او

كلمه 500
هزار و یك كلمه، ج‏5، ص: 368

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 7 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :