تبلیغات
عقل سرخ - سنگ و شمع
عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

سنگ و شمع

سه شنبه 28 شهریور 1396

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:ادبیات و فلسفه، 



من غلط کردم اگر بر سر غم داد زدم؛  
سر کشی می کنم و سنگدلی هم بلدم!


در غمت سوخت و چون موم شد آن سرکش ِ سنگ  
     اینک آن شمع که صد شعله به سر می کشدم 


تا سحر سوختم از دود دل و اشک شدم   
   عاقبت غصه و این آب شدن می کُشدم


طول غم با گله از "عمر" بپرسیدم و گفت:  
   اشک شمعی که در این شعله به پا می چکدم!


هر دم از کوی تو تا محبس بی روزنه ام
    بوی گل آمد و من دیده به دیوار زدم!


من هم از تیره مشتاق ترینان تو ام  
     لیکن اعراض تو در آتش غم می نهدم 



علی یوسفی مداح 
88/8/6
قم

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :