عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

آیا اسلام واقعا زیبا و مطابق با فطرت است؟

جمعه 3 مرداد 1393

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:احکام، اجتماعی، علم و دین، کلام و عقاید، 




چرا گاهی اوقات احکام اسلام زیبا و مطابق با فطرت به نظر نمی رسند؟

  اسلام بیش از یک میلیارد پیرو  دارد وهر کشوری در جهان دارای جمعیتی حد اکثری یا حد اقلی از مسلمانان است .پس  هر گرایش و عقیده ای هم که داشت نمی توان این میل عظیم جهانی به یک تفکر وآیین را بیهوده واتفاقی دانست خصوصا اگر دوام  1400 ساله آن را هم در نظر داشته باشیم.

 از دیر باز اندیشمندان علت این اقبال عمومی به اسلام را در محتوای این آیین دانسته اند.  آنها معقول ، منطقی و مطابق با فطرت بودن اسلام در کنار تعالیم روحانی و عرفانی آن را علت عمده گسترش ، حیات و تکاپوی پایدار این دین می دانند.

   با این وجود گاهی اوقات برای مسلمان زادگان امروزی سوالاتی پیش می اید که آن ها را در این زمینه که آیا تمام آموزه های اسلامی زیباو مطابق با عقل و فطرت هست یا نه دچار تردید می کند. خصوصا این که جریان های پر بنیه ی رسانه ای هم هر لحظه در آتش این شبهات می دمند. از برابری حقوق زن و مرد و برده داری در اسلام گرفته تا به روز بودن یا نبودن احکام آن و تا ورود اسلام به ایران و جنگ های ایران و اعراب الی آخر همگی موضوعاتی هستند که ذهن جوان مسلمان امروز که اهل تفکر و اندیشه هم هست را درگیر خود می سازند.




  یک ذهن منطقی و معتقد به خداوند به سادگی و به صورت زنجیروار در می یابد که خداوندی که با این قدرت ودقت عالم را آفریده اگر دینی برای بشر بفرستد(که بنا به اقتضای حکمت حتما این کار را خواهدکرد) قطعا آن دین از هرگونه جهالت ،ایراد و نازیبایی عاری خواهد بود. پس اگر اسلام دین ارسالی از سوی خداوند است نمی تواند متضمن هیچ زشتی و پلشتی باشد.این فرض منطقی مسئله است پس اگر کسی به  این نتیجه برسد که در اسلام ناراستی وجود دارد این مقدمات که به آنها باور آورده دچار بحران می شود و فرد خود را در یک وضعیت نابسامان اعتقادی در می یابد که به سرعت تاثیر خود را بر رفتار او نیز نمایان می سازد. برای گرفتار نشدن به این وضعیت توجه به چند نکته ضروری است :

    1- شناخت اسلام از طریق اهل آن

     نکته ای که اغلب، افراد از آن غافلند این است که آنها بیش از آن که اسلام و احکام آن را از عالمان اسلامی و مسلمانان آگاه به مسائل دینی بیاموزند آن را از کسانی می شنوند که نه تنها التزام و اعتقادی به اسلام ندارند بلکه در بسیاری موارد دشمنی و عناد آشکار یا پنهانی نیز با اسلام دارند. بدیهی است کسی که با گرایش های ضد اسلامی اسلام را بررسی می کند آن را به انواع تهمت ها می آلاید تا چهره ای زشت از اسلام به نمایش بگذارد. شرط عقل آن است که انسان هر مکتبی را ابتدا از اهل آن بیاموزد و سخن معتقدان به آن را بشنود و به درستی متوجه شود سپس به سراغ مخالفان آن اندیشه برود وسرانجام پس تحلیل تمام شنیده ها و یافته ها  به قضاوت بنشیند و این روالی است که کمتر طی می شود .کسانی که مثلا به واسطه تفاوت احکام مربوط به زن و مرد نسبت به دین بدبین شده اند همه اطلاعاتشان را از یک کتاب،شبکه یا استاد معاند و امثال ان گرفته اند و درمقابل هرگز به یک اسلام شناس متبحر و متعهد مراجعه نکرده اند چرا که این مسئله پس از طرح و روشن شدن جزئیاتش پاسخی روشن و قانع کننده برای هر محقق با انصافی دارد که پس از شنیدن بیش از پیش متوجه زیباییها و دقت موجود در احکام اسلامی می شود در سایر مسائل هم وضع به همین منوال است یعنی افراد هرگز استاد و مشاور درستی نداشته اند و از عینک و چشم دشمنان اسلام به قضایای اسلام می نگرند و بدیهی است که با این شرایط چیزی جز آنچه که آنها می خواهند نخواهند دید.

        2- شناخت دقیق اسلام      

  نکته دیگر شناخت دقیق از اسلام و گرفتار نشدن به قرائت های ناقص و انحرافی از اسلام است . تحجر ،کج فهمی ، اعمال سلیقه های شخصی و... همگی مشکلاتی هستند که یک جامعه دینی را آزرده اند و همچنان می آزارند. درمیان پیروان اسلام هم افراد تنگ نظر و کج سلیقه ای وجود دارند که ظاهرشان اسلامی و رفتارشان ضد اسلامی است و این در حالی است که خود از این مطلب بی خبرند و گاهی همین جهالت ، تعصب و حتی هوای نفس خود را عین اسلام می دانند . این گروه هم نقش بسیار مهمی در بیزار کردن افراد از دین دارند چون کسی که این افراد را نماینده رسمی دین قلمداد کند ناچارا راهی جز تنفر از دین و اهل آن ندارد. پس ضروری است که اولا اسلام را از عالمی متعهد وخوش فکر و روشن بین آموخت وهم آن را به طور کامل فرا گرفت .

         3-توجه به این که اسلام مانند هر پدیده ی دیگری درصورت کامل و سالم بودن به کارکرد مطلوب خود می رسد

   اسلام دینی جامع است و عمل به بخشی ورها کردن بخش دیگری از آن چهره ای کاریکاتوری ،مضحک و حتی منفور از آن به نمایش می گزارد. مثلا کسی که به نماز و روزه می پردازد ولی از درو غ و کلاه برداری ابا ندارد(یا بالعکس) بخشی از دینش را گرفته و بخش دیگری را ضایع کرده است.بدیهی است که چنین دینداری کردنی  ناکارآمدو بی حاصل بوده و چهره ای کریه دارد.  شما نمی توانید یک شیء دارای اجزاء متعدد را بگیرید بخشی از اجزاء آن را دور بریزید و از بخش باقی مانده همان انتظار کمال مطلوب را داشته باشید . مثلا یک ماشین زمانی ماشین است و کار می کند که همه اجزای آن موجود،متصل و کارامد باشد در غیر این صورت یا کار نمی کند یا فاجعه بار عمل می کند مثل زمانی که یک خودرو گاز و چرخ داشته ولی فاقد ترمز باشد!

        4-مدعیان دروغین، منافقان،خوارج و اشباه آنها    

  همیشه شیاطینی بوده اند که از روی عمد یا نادانی قبیح ترین و شنیع ترین اعمال را مرتکب شده و آن را به اسلام نسبت داده و می دهند . این گروه نقش عظیمی در مخدوش کردن چهره اسلام خصوصا در جوامع غیر اسلامی جهان امروز داشته اند.

          با قاطعیت می توان گفت که چنانچه کسی اسلام را چنان که هست ببیند و همانگونه که خداوند فرستاده دریابد در آن چیزی جز زیبایی وعظمت نخواهد یافت.

 

 

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :