تبلیغات
عقل سرخ - آب هم از هرم دلم سوخته بود!
عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

آب هم از هرم دلم سوخته بود!

شنبه 12 اسفند 1391

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:ادبیات و فلسفه، 





جانم از آتش غم شعله برافروخته بود

درد دل بود ولی هر دو لبم دوخته بود!


حسن ظن بارش آب است بر آتشگه دل

دلبرا؛آب هم از هرم دلم سوخته بود!


مونسم در دل غم خنده زیبای تو بود

داد از آن روز که دل سوختن آموخته بود !


از چه ای سنگ صبورم دل سنگت نشکست

آن دمی کز سخنم صخره برافروخته بود


حرف ما را گله از خوی نکویت مشمار

بلکه این طفل به مادر گله اندوخته بود


یوسفی بود و چهی حبس و هواهای پلید

لیکن او با ثمنی بخس تو نفروخته بود


علی یوسفی مداح 

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :