تبلیغات
عقل سرخ - آیا روحانیون باید کارگری کنند؟!
عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

آیا روحانیون باید کارگری کنند؟!

شنبه 21 بهمن 1391

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:اجتماعی، علم و دین، 

  

یکی از مسائلی که معمولا در مورد قشر روحانیت مطرح می شود مسئله ارتزاق و شیوه تامین زندگی و معیشت آنهاست که در این نوشتار به آن می پردازیم .

   امروزه باوری در جامعه وجود دارد که طبق آن روحانی خوب و چه بسا ایده آل کسی است که شغل دیگری نظیر نجاری و کارگری وگچ کاری و امثالهم داشته باشد و مایحتاج زندگیش را از آن طریق تامین کند! در این نوشته به درست یا نادرست بودن این دیدگاه به شکل مستدل می پردازیم.

   برای بررسی بهتر است که اول نگاهی به میزان تحصیلات و سپس وظایف عمومی طلاب بپردازیم تا با آشنایی بیشتری با این قشر به بحث در مورد آنها بپردازیم .

 

   میزان تحصیلات طلاب متفاوت است و بسته به سطح و شیوه آموزش آنها از پنج تا پنجاه سال طول می کشد طلاب سطح یک دوره ای شش ساله را طی می کنند وپس از آن هرچند می توانند برخی مسئولیت ها را برعهده بگیرند ولی معمولا توصیه این است که به این مقدار بسنده نکنند آنها برای اخذ مدرک سطح دو باید سه سال دیگر نیز تحصیل کنند که بنا براین رسیدن به سطح دو حوزه جمعا ۹ سال طول می کشد . همچنین برای دانشجویان یا دارندگان مدارک دیپلم یا بالاتر دوره ای فشرده و پنج ساله در نظر گرفته شده که در آن طلاب  در نظامی ترمی واحدی پس از گذراندن حد اقل "صد و نود" واحد درسی مدرک سطح دو را دریافت می کنند یعنی تعداد واحدی که با طی آن در دانشگاه می توان فوق لیسانس گرفت.حوزه سطوح بالاتری نیز دارد که به آن نمی پردازیم ولی عالی ترین جایگاه حوزوی مرجعیت است که کسب صلاحیت های لازم برای تصدی این مقام خطیر معمولا چیزی در حدود 50سال طول می کشد و تنها افراد محدودی توان رسیدن به آن را دارند.

  این طلاب بسته به سطح خود وظایفی نظیر "اجتهاد {نمونه بارز آن مراجع تقلید هستند}" دفاع عملی از دین وعقائد {مانند نواب صفوی سید حسن نصرالله میرزا کوچک خان و...}"دفاع علمی ازدین {مثل سید جمال  علامه امینی و...} "تبلیغ و نشر دین{مثل حجه الاسلام قرائتی}" آموزش مسائل دینی " نظارت بر اجرای اسلام در جامعه" و.... را برعهده می گیرند. ودر این بین مهم ترین وظیفه آنها به عنوان سربازان امام زمان  زمینه سازی برای ظهور امام زمان است که حد اعلای آن با تشکیل نظام ولایت فقیه توسط سربازانی چون امام خمینی (ره ) و ایت الله خامنه ای محقق شده است .

  این شرحی مختصر بود بر ماهیت و وظائف این قشر اکنون باید ببینیم این انتظار که این قشر باید به فعالیت جداگانه اقتصادی بپردازند از کجا پیدا شده است؟ مثلا چرا از یک معلم محترم با مدرک فوق دیپلم این انتظار وجود ندارد؟ یا چرا از یک استاد مبرز دانشگاه انتظار نمی رود که با در آمد حاصل از کارگری امرار معاش کند؟! ولی از طلابی که از نظر علم و تخصص معادل طیفی میان این دو{وبلکه بالاتر} را تشکیل می دهند این انتظار وجود دارد؟

  واقعیت این است که در مرحله اول منطق حکم می کند هر کسی به وسیله تخصص خود فعالیت کرده و امرار معاش کند ولی در ذهن برخی این اصل در مورد طلاب مخدوش شده است.که مهم ترین دلایل آن را به این شکل می توان برشمرد ""

  نخست" مقایسه نابجا با ائمه اطهار"

     در زندگی ائمه اطهار و برخی اصحاب همعصر آنها می خوانیم که ایشان فعالیت اقتصادی داشته اند مثل حفر چاه توسط مولا امیرالمومنین( ع ) یا روغن فروشی و خرمافروشی و... برخی اصحابشان . و همچنین برخی انبیاء هم مشاغلی چون چوپانی نجاری تسلیحات سازی و... داشته اند.

  با این حال این مقایسه باطل است چرا که اولا علم ائمه اطهار لدنی بوده و ایشان نیازی به آموزش نداشته اند ولی افراد عادی که نیاز به سالها مطالعه دارند باید در طی این سالها تامین شوند و این انتظار که همزمان با تحصیل کارهم بکنند چندان ایده آل به نظر نمی رسد چرا که به هر حال بهتر است تمام توان هر فرد در راستای کسب  تخصصی که جامعه به آن نیاز دارد به کار گرفته شود.

   دوم اینکه در عصر ائمه مشاغل ابتدایی بودند وشغل این شاگردان معمولا چیزی جز بساط کردن کنار خیابان نبود ولی امروزه بدون تخصص و سرمایه تقریبا کسب درامد از راههای قانونی ممکن نیست خصوصا برای کسی که قرار است اصل توانش صرف تحصیل شود.

  سوم هم این که در همان دوران هم بخش اصلی بودجه دستگاه امامت از طریق وجوهات شرعی تامین می شد و در راستای اهداف اسلامی هزینه می شد یعنی همان کاری که امروزه مراجع به نیابت از امام انجام می دهند.

  دوم " آشنا نبودن با فعالیت های روحانیون"

   دلیل دیگر این است که بسیاری از مردم با فعالیت های روحانیون آشنا نبوده و یا به آن دقت ندارند و در نتیجه چون گمان می کنند روحانیون کار مهمی نمی کنند در نتیجه آنها را مستحق مزدی هم نمی دانند!. در سطور بالا به برخی  وظائف روحانیون و همچنین نمونه های بارزی ازآنها اشاره شد . بادقتی مختصر می توان دریافت که برعکس از گذشته تا امروز همواره مهمترین و خطیر ترین و مشکل ترین وظائف را روحانیت برعهده داشته است . امروز هم سنگینترین مسئولیت ایران را رهبر که یک روحانی است برعهده دارد و کم سطح ترین روحانی که اداره امورفرهنگی و مذهبی یک مسجد و روستا را برعهده دارد هم وظیه اش به هیچ عنوان راحت تر یا بی ارزشتر از یک معلم روستایی نیست.

  فعالیت روحانیت چه از لحاظ وسعت و چه از لحاظ عمق با هیچ قشردیگری قابل مقایسه نیست که از جزئی ترین امور مردم تا کلان ترین مسائل سیاسی اقتصادی فرهنگی و... را در بر می گیرد و در واقع کسانی که روحانیون را قشری کم تحرک و کم فعالیت میدانند مانند ماهی همان داستان معروف هستند که غرق آب بود و در آن غوطه ور بود ولی به دنبال آب می گشت و آن را پیدا نمی کرد!.

   امروزه انسان ایرانی از پیش از تولد و ازلحظه ازدواج پدر و مادرش گرفته تا لحظه وفات و کفن و دفن و پس از آن درگیر روحانیت و تعالیم آنهاست و در طول زندگی نیز خواه نا خواه ازجزئی ترین احکام روزمره گرفته تا عقاید قلبی و معنویت شخصی واز سوی دیگر از مراجعات به قوه قضائیه گرفته تا درگیری با قوانین قوه مقننه و تصمیمات سیاسی کلان ملی  در همه این موارد چه بداند و چه نداند تحت تاثیر روحانیت است.

  از سوی دیگر نشر اسلام در جهان هم بحث مفصلی دارد ولی در این مقاله همین قدر کافی است که بدانید هم اکنون بیش از بیست هزار طلبه خارجی از بیش از صد کشور جهان در قم مشغول به تحصیل هستند و این تازه غیراز طلاب خارجی فارغ التحصیل شده یا مستبصرانی است که در حال آماده شدن برای ورود به این عرصه هستند . هم چنین حساب طلاب خارجی مشغول به تحصیل در خارج از قم هم جداست . کافی است نگاهی به اظهار نظرهای منفعلانه بسیاری ازوهابیون و علمای اهل سنت در مورد رشد تشیع بیاندازید که جدید ترین آن در سفر رئیس جمهور به مصر رخ داد . در این صورت جزئیات این مسئله بیشتر  روشن می شود .

    یک نکته تاریخی

  نقل است که علامه طباطبائی صاحب تفسیر المیزان به خاطر برخی  مشکلات مجبور می شوند مدتی را به زادگاه خود بازگردند و به کشاورزی بپردازند گفته می شود که ایشان تا پایان عمر از این دوران به عنوان دوران خسران یاد می کردند و حقیقتا هم همین طوراست چرا که مثلا شاید ایشان در این دوران چند تن گندم تولید کرده باشند ولی باید پرسید که چند تن گندم می تواند با سالهای عمر روحانی مانند ایشان برابری کند که طی آن می توانستند ابر کتابی نظیر المیزان را به رشته تحریر در اورند؟!

 

  سوم "جهان بینی افراد بی دین و لا ابالی "

  مسئله پایانی به جهان بینی افراد بازمی گردد قطعا کسی می تواند برای فعالیت روحانیون ارزش قائل شود که به حداقل های اسلام ایمان داشته باشد و در نتیجه به آموزه های آنها احساس نیاز کند ولی کسی که ایمانی به اسلام ندارد یا برعکس اسلام را مانع امیال و شهوات و زیاده خواهی های خود می یابد فعالیت روحانیون را نه تنها بی ارزش بلکه زیان بار خواهد دانست و در مقابل فرد مومن هیچ فعالیتی را بالاتر از فعالیت روحانیت ارزش گذاری نخواهد کرد.

  چهارم "کم کاری برخی روحانیون"

   در پایان شایان ذکر است که هر فرد درهرقشری می تواند کم کاری و کم فروشی کند و قطعا نپرداختن برخی روحانیون به وظایفشان هم در این مسئله بی تاثیر نبوده است.

 دو نکته بسیار مهم

 لازم به ذکر است که تمام مطالب فوق در باره طلابی صادق است که واقعا اشتغال به یکی از این فعالیت های علمی تبلیغی و... داشته باشند والا چنان چه طلبه ای نتواند یا نخواهد به عنوان یک روحانی  به حال جامعه مفید واقع شود همان بهتر که به سایر فعالیت های اجتماعی یا اقتصادی بپردازد . بدیهی است که هیچ منطقی نمی پذیرد که فردی یک عمر تحت عنوان تحصیل علوم دینی شهریه بگیرد بی انکه این تحصیل نتیجه مشخصی داشته باشد .یا فردی صرفا در برابر اقامه نمازهای یومیه پول دریافت کند و بخواهد از این طریق ارتزاق کند.

    نکته دیگر اینکه چنانچه طلبه ای بتواند بدون ایجاد مشکل در روند تحصیل یا تبلیغ خود فعالیت اقتصادی داشته باشد هم بسیار مطلوب است مثلا چقدر خوب است که یک روحانی مستقر در روستا کشاورزی هم بکند و زندگیش از این طریق بگذرد . ولی باید دقت داشت این مطلوبیت تنها زمانی است که اولا ظرفیت علم اموزی  روحانی تکمیل شده باشد ودیگر توان رشد علمی انچنانی را در خود نبیند و دیگر این که محیط تبلیغ نیز به گونه ای باشد که روحانی وقت کاملا ازاد داشته باشد وگر نه برای روحانی ترجیح دادن هر فعالیتی  بر علم اموزی و تبلیغ چیزی جز خسارت در پی نخواهد داشت.

والحمدلله الرب العالمین   

علی یوسفی مداح 

نظرات() 
Wilhemina
جمعه 17 آذر 1396 03:40 ب.ظ
This post will assist the internet people for setting up new
blog or even a blog from start to end.
غ
جمعه 9 مرداد 1394 02:56 ق.ظ
دوباره ناچار شدم نظرم را بنویسم مردم را در متن بالا متهم به بی دینی میکنند برای اینکه بدانیم مردم چه فکر میکنند یک رای گیری از مردم انجام شود اگر برای مردم قابل قبول باشد کمک به خدا ودین است اگر برای مردم قابل قبول نباشد به ضرر دین است وچون معلم را مثال زده اند در بالا یل معلم می تواند شاگردی را تربیت کند که دانشمند شود مثلا فردا میشود سازنده هواپیما که میلیاردها سرمایه را به کشور می اورد ونباید کسی را که مخالف کار نکردن اخوند است کافر بدانند چون مردم فکر می کنند این کافر خواندن خود دستمایه ای باشد برای کار نکردن مردم هزارو چهارصد سال است که مسلمانند واین دین را اخوند به مردم هدیه نداده است اگر فردا همه اخوندها بروند دین در دل مردم است ودین هرگز از بین نرفته ونمی رود ودین با کار کردن وزحمت پایدار می ماند اگر مردم ببینند اخوندی کار می کند از به او ایمان می اورند ودر روند دینداری مردم کار ساز است
پاسخ علی یوسفی مداح : دوست عزیز حرف شما بسیار ساده وارانه به نظر می رسد. اگر به نظر شما تنها فعالیت کسانی که کار یدی می کنند ارزش دارد و فقط آنها فعالیت مولد دارند وحق دارند نان بخورند پس در جوامع مختلف باید بیشترین حقوق به کارگران تعلق بگیرد واقشاری مانند معلمان محققان علوم انسانی همه شاغلان وزارت فرهنگ ومرتبطان با ان اساتید ادبیات سیاسیون دولتمردان مدیران جامعه شناسان اقتصاد دانان مورخان و صدها قشر دیگر نباید نان خشک هم بخورند! چون کار گری نمی کنند!
بله شما خیال می کنید آخوند یعنی کسی که فقط دعا وقران روخانی می کند وروضه می خواند ولی شما برای این تفکر شایسته سرزنش هستید نه روحانیون چرا که شما در ایران زندگی می کنید و هر روز با هزاران روحانی بزرگ وکوچک آشنایی دارید پس چطور چنین تفکر سخیفی دارید؟
مثلا شما اگر بدانید فلان استاد طراز اول فلسفه دانشگاه تهران مثلا پرفوسور دینانی درامد میلیونها تومانی دارد آن را طبیعی می دانید ولی اگر استاد او یعنی علامه طباطبایی که تنها یکی از علوم او فلسفه است و پرفسور دینانی بزرگترین افتخارش شاگردی علامه است فقط نان خشک بخورد آن را غرامت می دانید؟!!! چرا ؟ برای اینکه علامه لباس دین دارد؟!!
اگر یک نفر با مدرک دیپلم یا فوق دیپلم استخدام اداره ای بشود حق دارد حقوق بگیرد ولی اگر یک روحانی با علم و مدرک چندین برابر استخدام شود و همان کارهای اداری را انجام دهد حق ندارد نان بخورد عقل شما در این مسئله چگونه کار می کند؟؟
به مردم چه ربطی دارد در مورد این مسئله رای گیری کنند!!!؟!!!! یعنی مردم رای بگیرند که فلان آخوندی که قاضی است یا سر دفتر است یا استخدام فلان اداره است یا مشغول کار فرهنگی وتبلیغی است حقوق بگیرد یا نه؟!! خب چرا در مورد دیگران مثلا شما رای گیری نشود؟!
مثالی که در مورد معلم هم زدی عجیب است تو که در ایراتن زندگی می کنی چطور است که نمی دانی این روحانیون بودند که حکومت ظالمانه هزاران ساله شاهان که عقب افتاده ترین نوع ممکن حکومت در طول تاریخ بوده را برانداختند به این ملت استقلال و عزت و آزادی دادند و دست شاهان و اجانب را کوتاه کردند و ایران امروز قدرتمند ترین امن ترین و پیشرفته ترین کشور منطقه است ویک تنه در برابر شش کشور قدرتمند دنیا می ایستد و حرفش را به کرسی می نشاند
این حرف شما که می گوید دین بدون روحانی باقی می ماند ماند باقی مطالبتان تاسف بار است دین بدون دعالم نابود خواهد شد همانگونه که در مورد سایر ادیان اتفاق افتاد ودر مورد افرادی مثل شما که از روحانیون جدا هستید هم اتفاق افتاده به خودت و همفکرانت نگاه کن آنها که به روحانیون فحاشی می کنند نماز نمی خوانند روزه نمی گیرند به جای قران و اهل بیت به اراجیف باستانی وشاهان آدم کش وغیره افتخار می کنند زنانشان بدحجاب و بی حجابند در خانه ماهواره نگاه می کنند و دختران و پسرانشان هم در معرض فسادند هرچند که سرشان را مدتی زیر برف کنند
تو بی دینی را در زندگی خودت هم می توانی بینی ولی نمی داتنم به چه چیزی دین می گویی ؟!!! دین یعنی نماز قران حج احکم ، اینها را مادر زاد بلدی؟ اگر نیستی از چه کسی می آموزی؟ غیر از اخوند کسی هست؟ اگر یاد نمی گیری پس تو بی دینی الکی خودت را گول نزن دین شعار و خرافات نیست دین علم است عالم دارد وباید آموخته شود.
توبا این سطح فکر قطعا گمراه می شوی چرا که امروز آخوند برای تو از نان شبت هم واجب تر است تنها کسی که می تواند دنیا وآخرتت را نجات دهد و طبیب درد توست همان آخوندی است که از اوفاصله گرفته ای ولی افسوس که نه تنها پیش نمی روی از او دور هم شده ای پی چه امیدی به درمانت هست؟؟؟
تو چنین سرنوشتی داری : در مدت عمرت به جنایتکاران و ستمکارانی که امروز آنها را در نظرت تحت عنوان شاه و آریایی و فلان جلوه داده اتد افتخار می کنی و از دامن دین جدا می شوی وفردا با آنها محشور می شوی و چه بسا کسانی که می توانستند شفیعانت شوند دشمننانت باشند و اینها همه برای استفاده نکردن از عقلی است که خدا ارزانیت کرده موفق باشی
غ
جمعه 9 مرداد 1394 02:38 ق.ظ
اخوند خود را برتر از ایرانیان میداند همانطور که رخت خود را از رخت دیگران متمایز می داند دوم اگر قرار به کار کردن بود این همه اخوند نداشتیم سوم تعداد اخوندها را در کشور درنظر بگیرید وبا همسرانشان وفرزندانشان جمع کنید ببینید اگر اینها فقط نان خشک بخورند وپول دارو ودرمان نقلیه انان هزینه مدارس فرزندانشان و رخت انان و......را نیز در نظر بگیرد ان وقت متوجه خواهید شد که مردم باید چه هزینه هایی را متقبل شوند چون در پی هر لقمه نانی باید قطره عرقی ریخته شود ایا دین برای شناساندن خود احتیاج به خوردن حق مردم دارد یا عده ای سوئ استفاده می کنند ایا فکر نمی کنند لقمه نانی که به دهان می گذارند با چه خون دلی پیدا شده است ایا این موضوع مردم را از دین دور نمی کند چرا از مردم درباره رضایت داشتن یا نداشتن مردم نسبت به این موضوع رای گیری نمی شود واز نظر شخصی من هیچگونه توجیهی قابل قبول نیست
پاسخ علی یوسفی مداح : دوست عزیز حرف شما بسیار ساده وارانه به نظر می رسد. اگر به نظر شما تنها فعالیت کسانی که کار یدی می کنند ارزش دارد و فقط آنها فعالیت مولد دارند وحق دارند نان بخورند پس در جوامع مختلف باید بیشترین حقوق به کارگران تعلق بگیرد واقشاری مانند معلمان محققان علوم انسانی همه شاغلان وزارت فرهنگ ومرتبطان با ان اساتید ادبیات سیاسیون دولتمردان مدیران جامعه شناسان اقتصاد دانان مورخان و صدها قشر دیگر نباید نان خشک هم بخورند! چون کار گری نمی کنند!
بله شما خیال می کنید آخوند یعنی کسی که فقط دعا وقران روخانی می کند وروضه می خواند ولی شما برای این تفکر شایسته سرزنش هستید نه روحانیون چرا که شما در ایران زندگی می کنید و هر روز با هزاران روحانی بزرگ وکوچک آشنایی دارید پس چطور چنین تفکر سخیفی دارید؟
مثلا شما اگر بدانید فلان استاد طراز اول فلسفه دانشگاه تهران مثلا پرفوسور دینانی درامد میلیونها تومانی دارد آن را طبیعی می دانید ولی اگر استاد او یعنی علامه طباطبایی که تنها یکی از علوم او فلسفه است و پرفسور دینانی بزرگترین افتخارش شاگردی علامه است فقط نان خشک بخورد آن را غرامت می دانید؟!!! چرا ؟ برای اینکه علامه لباس دین دارد؟!!
اگر یک نفر با مدرک دیپلم یا فوق دیپلم استخدام اداره ای بشود حق دارد حقوق بگیرد ولی اگر یک روحانی با علم و مدرک چندین برابر استخدام شود و همان کارهای اداری را انجام دهد حق ندارد نان بخورد عقل شما در این مسئله چگونه کار می کند؟؟
به مردم چه ربطی دارد در مورد این مسئله رای گیری کنند!!!؟!!!! یعنی مردم رای بگیرند که فلان آخوندی که قاضی است یا سر دفتر است یا استخدام فلان اداره است یا مشغول کار فرهنگی وتبلیغی است حقوق بگیرد یا نه؟!! خب چرا در مورد دیگران مثلا شما رای گیری نشود؟!
مثالی که در مورد معلم هم زدی عجیب است تو که در ایراتن زندگی می کنی چطور است که نمی دانی این روحانیون بودند که حکومت ظالمانه هزاران ساله شاهان که عقب افتاده ترین نوع ممکن حکومت در طول تاریخ بوده را برانداختند به این ملت استقلال و عزت و آزادی دادند و دست شاهان و اجانب را کوتاه کردند و ایران امروز قدرتمند ترین امن ترین و پیشرفته ترین کشور منطقه است ویک تنه در برابر شش کشور قدرتمند دنیا می ایستد و حرفش را به کرسی می نشاند
این حرف شما که می گوید دین بدون روحانی باقی می ماند ماند باقی مطالبتان تاسف بار است دین بدون دعالم نابود خواهد شد همانگونه که در مورد سایر ادیان اتفاق افتاد ودر مورد افرادی مثل شما که از روحانیون جدا هستید هم اتفاق افتاده به خودت و همفکرانت نگاه کن آنها که به روحانیون فحاشی می کنند نماز نمی خوانند روزه نمی گیرند به جای قران و اهل بیت به اراجیف باستانی وشاهان آدم کش وغیره افتخار می کنند زنانشان بدحجاب و بی حجابند در خانه ماهواره نگاه می کنند و دختران و پسرانشان هم در معرض فسادند هرچند که سرشان را مدتی زیر برف کنند
تو بی دینی را در زندگی خودت هم می توانی بینی ولی نمی داتنم به چه چیزی دین می گویی ؟!!! دین یعنی نماز قران حج احکم ، اینها را مادر زاد بلدی؟ اگر نیستی از چه کسی می آموزی؟ غیر از اخوند کسی هست؟ اگر یاد نمی گیری پس تو بی دینی الکی خودت را گول نزن دین شعار و خرافات نیست دین علم است عالم دارد وباید آموخته شود.
توبا این سطح فکر قطعا گمراه می شوی چرا که امروز آخوند برای تو از نان شبت هم واجب تر است تنها کسی که می تواند دنیا وآخرتت را نجات دهد و طبیب درد توست همان آخوندی است که از اوفاصله گرفته ای ولی افسوس که نه تنها پیش نمی روی از او دور هم شده ای پی چه امیدی به درمانت هست؟؟؟
تو چنین سرنوشتی داری : در مدت عمرت به جنایتکاران و ستمکارانی که امروز آنها را در نظرت تحت عنوان شاه و آریایی و فلان جلوه داده اتد افتخار می کنی و از دامن دین جدا می شوی وفردا با آنها محشور می شوی و چه بسا کسانی که می توانستند شفیعانت شوند دشمننانت باشند و اینها همه برای استفاده نکردن از عقلی است که خدا ارزانیت کرده موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :