عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند
دوشنبه 22 آبان 1391 :: نویسنده : علی یوسفی مداح




چو جانم سرنگون تا جسم دون شد
چو باز افتاد و در گل هم درون شد

از آن دم کز سر طوبی فتادم
دلم در چاه غم ها واژگون شد

وزان ظلمت که در چاهی چنان بود
چه می دانی دلم بی چاره چون شد

بدان بالا دگر راهم ندادند
که مرغ از آشیان بی پر برون شد

به دور افکنده بالم هم شکستند
وزآن چشمم چنین غرقاب خون شد

در آن جایی که در گفتار دادار
فرشناها فنعم الماهدون شد

تقلا کردم از گل پاک گردم
ولی آلوده گی هایم فزون شد

چنان آغشته گشتم در تباهی
که دنیا هم ز من بدکاره دون شد

من از مرغان دریاهای دورم
که پیشانی نوشتم بدشگون شد

همان مرغی که قافش آشیان بود
 ولی در دام اندامش نگون شد

چو این مرغک بسی در گل فرو ماند
دگرگون گشت و در ظلمت زبون شد

خوشا آن بلبل سرخ و شهیدی
که خود می رفت و جسمش لاله گون شد

علی یوسفی مداح
27تیر 1389

فارسینج



 




نوع مطلب : ادبیات و فلسفه، 
برچسب ها : شعر روح و جسم، شعر اسارت روح در جسم، اشعار زیبای عرفانی، شعر گرفتاری روح انسان در جهان، شعر بازگشت به ملکوت، شعر در مورد شهید، شعر زیبا در مورد شهدا و دروصف شهید،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 فروردین 1396 11:17 ب.ظ
It is appropriate time to make some plans for the future and it is time to be happy.

I have read this post and if I could I want to suggest you some interesting things or suggestions.
Perhaps you could write next articles referring to this article.

I desire to read more things about it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علی یوسفی مداح
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic