تبلیغات
عقل سرخ - شعر «چرخ زمان»
عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

شعر «چرخ زمان»

شنبه 20 آبان 1391

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:ادبیات و فلسفه، 





چرخ زمان هیمه خس شاخه شمشاد کند
چون بدرد این صده را کیست مرا یاد کند؟!

در خم گیتی دل ما طعمه مطلوب نیافت
از همه خوردیم و دریغا که دلی شاد کند

باد خزان تند وزان بر شجری برگ بشر
کیست در این همهمه یاد زان که بیفتاد کند

خوش تر از این چیست که هیچ یاد و ثنایی نشوی
زان که خودش بر سر شاخ رقص بر این باد کند

شیخ اجل ؛ بر لب دهر نام نکو را چه کند ؟
آنکه که بر هیمه خود ناله و فریاد کند

با هنر از قصه کوه کوه ز اشعار زدند
شعر ولی کی خبر از سینه فرهاد کند

هر طرفم رنگ فنا بند غمی بسته به پا
بهر بقا کیست مرا زین همه آزاد کند

تا پدران بی خبرند از پی زاینده خویش
جاهل دیوانه مگر فخر بر اجداد کند

تا پی صدها پدریم وز همگی بی خبریم
وای برآن مرد که دل شاد به اولاد کند

جان تو که مسکین غمی بر در ویرانه مرو
آن در شاهانه بکوب تا دلت آباد کند

ای دل بی کس خمشی پیشه بکن چند گهی
فرد تورا بسته به خود رسته ز افراد کند

علی یوسفی مداح
30 خرداد 1385
فارسینج


نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :