عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

شعر«میر کربلا»

پنجشنبه 18 آبان 1391

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:ادبیات و فلسفه، 


از جام گل به جوشش تا اوج نی چه جاری است ؟
کین میر میگساری مشغول نی سواری است 

از آسمان هفتم باران خون به راه است 
این خشم شاه عرش است یا اشک چشم باری است؟

در حج ناتمامش حجی تمام بگذاشت 
گویی که حج همین است وان دیگر استعاری است

گر او به رسم قربان مشغول کار حج است
این طفل دلربایش مامور بر چه کاری است 

زین کاروان بپرسید کین ساربان چه نوشید
 از دست اهل شهرش کز جان خود فراری است ؟

تا زیر تیر باران بنشسته روی زانو
با یاد پیشتازان جویای عهد یاریست 

تا یار شیرزاده بی دست وسر فتاده 
کآب از امید و یاسش بر رنگ شرمساری است 

گر در طلب بمردیم در حزن جان سپردیم 
ما را به ما گذارید غم بحر ناکناری است 

هر کودکی که بگریست او را سری سپارید
  کین گوی نور خونین درمان درد زاری است 

با داغ سینه سوزم بگذار تا بسوزم
تا لیل والنهاری تا روز و روزگاریست 

علی یوسفی مداح 
6دی 1386
قم

نظرات() 
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 01:50 ب.ظ
No matter if some one searches for his essential thing, so
he/she wishes to be available that in detail, so that thing is maintained
over here.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :