تبلیغات
عقل سرخ - شعر دنیای سراب(غار افلاطون)
عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

شعر دنیای سراب(غار افلاطون)

سه شنبه 16 آبان 1391

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:ادبیات و فلسفه، 


خواب صحرای جهان دیدم و دنیای سراب

بسته در وی پسری بود و سرش خسته خواب

دیده اش محو دو صد سایه بر آیینه آب

خیره در زینت صد گوی فریبای حباب

لحظه ای محو دگرگونی در آینه شد

کودکی رفت و برآمد مه زیبای شباب

آنکی بود و دگر خاطره بود آنچه گذشت

همچو تصویر ورق خورده به طوفان سحاب

عمر او در گذر و مست بر آن باره سوار

اسب مستی که رود تا لب گوری به شتاب

اندر اندیشه این گوی معما همه شب

آتشین شد فلک فکر  من از تیر شهاب

رخنه در سقف فلک تیر خیالم نکند

روزنی سو نزند از پس صد پرده حجاب

اندر این سجن سیه فهم سعادت نکند

وهم آشفته این خیره سر خانه خراب !



علی یوسفی مداح
 
15|2|1389

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :