تبلیغات
عقل سرخ - شعر ماه و چاه
عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

شعر ماه و چاه

دوشنبه 15 آبان 1391

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:علم و دین، ادبیات و فلسفه، 



با انتهای چاهش بسیار صحبت افتد 
هر ماه شب فروزی کز قاف قربت افتد

آنگه علی چو احمد شق القمر نماید
بشکفته فرقش از هم با زهرو ضربت افتد 

بازار رذل دنیا بی میل شب چراغ است 
باشد که گوهری هم، بی ارج و قیمت افتد

وارونه جای پستی است این قوس چرخ هستی
در عکس ذات رذلش هر زشت زینت افتد

اعلاترین که باشی در قعر وی نشینی 
یا رب مباد شاهی کز عرش عزت افتد

تا در گلوی خاموش ،هم در دوچشم خون پوش
بس استخوان نشیند، صد خار خیبت افتد

عزلت اگر بگیرد مرد از میان مردم 
«مردی» میان نماند، غیرت به عزلت افتد

آسیب سرخ سیلی بر گونه های عفت
چون جای بند پیمان بر دست غیرت افتد

دردا که شیر مردی در بند صد شغال است 
حاشا که شیر یزدان در بند شکوت افتد

تنها به چاه غربت رازی بگفت و خود رفت
شاید چو من یتیمی در غم به غربت افتد 

ای دل امید بادت بر تک امیر مردان 
حاجت بگیری ار جان بر خاک حجت افتد

با این رجا که داری خائب نگردی از دوست 
چون راه تنگ حکمت ،آخر به رحمت افتد

علی یوسفی مداح
 16, 5 , 1387  

نظرات() 
Cornelius
جمعه 17 آذر 1396 04:11 ب.ظ
I'm not sure where you're getting your info, but great
topic. I needs to spend some time learning much more or
understanding more. Thanks for magnificent information I was looking for this info for my mission.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :