تبلیغات
عقل سرخ - داستان زندگی یک حرام زاده (تد باندی )
عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

داستان زندگی یک حرام زاده (تد باندی )

یکشنبه 9 مهر 1391

نویسنده: علی یوسفی مداح |

  
 
  نوشته های پیشین در زمینه گناه بزرگ و شرم آور زنا بود و به فلسفه تحریم و همچنین آثار سوءدنیوی و اخروی آن پرداختیم .

  یکی دیگر از نتایج ویرانگر این گناه بزرگ تولد فرزند نامشروع است . یعنی فرزندی بی هویت یا بد هویت که در آینده با مشکلات زیادی مواجه خواهد شد و جامعه را نیز با مشکلات زیادی گریبان گیر خواهد کرد . فرزند نا مشروع از یک سو به خاطر نوع تولد غیر شرعی و غیر الهی اش از لحاظ روحی و معنوی دچار نواقصی ذاتی است و با سرعت بیشتری به برخی گناهان دچار می شود که متون دینی و روایات مبین این مطلبند و از سوی دیگر  به خاطر بحران هویت و کمبود محبت و همچنین بی بهره گی از بنیاد پر اهمیت خانواده به انواع بیماری های روانی دچار خواهد شد.وسعادت دنیوی و اخروی او به مراتب سخت تر و شقاوتش نیز به همین نسبت آسان تر خواهد بود. در ادامه به مرور زندگی یکی از این افراد می پردازیم که زمانی نه تنها آمریکا بلکه جهانی را شوکه کرد .

  تد باندی

   حتما داستان مسابقه شیطان و حرام زاده را شنیده اید !تد باندی بی شک مثال بی نقصی برای حرام زاده آن داستان است! در معرفی او نوشته اند"

  
تد باندی با نام کامل تئودور رابرت کاول باندی در نوامبر ۱۹۴۶ متولد شد و در ژانویه ۱۹۸۹ در زندان ایالتی فلوریدا با صندلی الکتریکی اعدام شد. او یک قاتل و متجاوز سریالی، آدم ربا، دزد و مرده باز بود که در دهه ۱۹۷۰ به ده‌ها زن حمله کرد و تعداد زیادی از آنها را به قتل رساند. احتمال می‌رود جنایات او حتی پیش از این تاریخ آغاز شده باشد.
پس از بیش از یک دهه انکار او تنها اندکی پیش از اجرای حکم اعدامش به قتل بیش از ۳۰ زن جوان بین سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۸ اعتراف کرد. تعداد واقعی قتل‌های انجام شده توسط او کاملاً مشخص نیست.


  او بارها به محل انجام جنایت باز می‌گشت و هر بار ساعت‌ها به آراستن جسد و معاشقه با آن مشغول می‌شد. این ملاقات با اجسادِ در حال پوسیدن تا زمانی ادامه می‌یافت که تعفن جسد یا حمله حیوانات وحشی نزدیکی بیشتر با آن را غیر ممکن می‌ساخت. او حداقل ۱۲ قربانی را سر بریده بود و در مواردی سر بریده را برای مدتی به عنوان یادگاری در آپارتمانش نگه داشته بود. در موارد معدودی باندی نیمه شب به خانه قربانی وارد می‌شد و با ضربه‌های کشنده زنان را در خواب می‌کشت. باندی که در آغاز با اتهام اقدام به حمله و آدم ربایی در سال ۱۹۷۵ رو به رو شده بود، به تدریج با لیست طولانی تری از قتل‌هایی مربوط دانسته شد که در چندین ایالت اتفاق افتاده بودند. در مواجهه با اتهام قتل در کلرادو، باندی دو فرار استادانه طرح کرد و به حمله‌های بیشتری دست زد، قبل از دستگیری نهایی در فلوریدا در ۱۹۷۸، باندی سه قتل آخرش را نیز مرتکب شده بود. برای سه قتل ثابت شده در فلوریدا، باندی در دو محاکمه جداگانه به سه بار اعدام محکوم شد.

  باندیدر ۲۴ نوامبر ۱۹۴۶ در موسسه الیزابت لوند که در برلینگتونورمونت برای مادران مجرد خدمات ارائه می‌کرد، به دنیا آمد. مادرش النور لوییز کاول بود و هویت پدرش هرگز با قطعیت روشن نشد. در گواهی تولد باندی، نام پدرش لوید مارشال ثبت شد، یک فروشنده و یک سرباز پیشین نیروی هوایی. اما لوییز بعدتر ادعا کرد که یک ملوان او را فریب داده بود. ملوانی با نام احتمالی جک ورثینگتون. خانواده باندی به این امر مشکوک بودند که ممکن است پدر نوزاد، ساموئل کاول پدر خشن خود لوییز بوده باشد.
پدربزرگ و مادربزرگ مادری باندی، در خانه شان در فیلادلفیا او را به عنوان پسر خودشان بزرگ کردند تا ننگ اجتماعی نامشروع بودن گریبان او را نگیرد. دوستان و حتی خود تد در آغاز لوییز، مادرش، را خواهر بزرگتر باندی می‌دانستند. باندی در نهایت دریافت که لوییز مادر اوست و هویت پدرش دقیقاً آشکار نیست. چگونگی این امر مشخص نیست، باندی به دوست دخترش گفته بود یکی از بچه‌های فامیل گواهی تولد او را نشانش داده و گفته که او حرامزاده‌است. او به دو نفر از زندگی نامه نویسانش گفته بود، خودش گواهی تولد را پیدا کرده بود. هر چند زندگی نامه نویس دیگر آن رول معتقد است باندی سند غیرقابل انکار وضعیت تولد خود را تا پیش از ۱۹۶۹ به دست نیاورده بود، در این سال او در جستجوی اسناد اصلی تولدش به ورمونت رفت. باندی تمام عمر از مادرش به خاطر این دروغ بزرگ آزرده بود. او انتظار نداشت مادرش کشف این جریان را به عهده فرزندش بگذارد.

 او باهوش نبود و پول زیادی در نمی‌آورد. کیفیت نوجوانی باندی در تاکوما مورد اتفاق زندگی نامه نویسان نیست، هر چند به نظر می‌رسد که او زیاد مشروب می‌نوشیده، با لوازم دزدی اسکی می‌کرده و برای تماشای زنان برهنه به جستجوی پنجره‌های بدون پرده می‌رفته‌است.
باندی در توصیف دوران نوجوانیش می‌گوید که تنهایی "انتخاب" او بود، او توضیح می‌دهد درک نیاز و توان سایرین در ایجاد روابط انسانی برایش ممکن نبوده‌است. او خودش را فاقد آن حس طبیعی می‌دانست که برای ایجاد پیوند دوستی ضروری است. تا ۱۸ سالگی او حداقل دوبار به ظن اقدام به سرقت و نیز ماشین دزدی دستگیر شده بود. آنطور که در واشنگتن و بعضی ایالات دیگر آمریکا مرسوم است، جزئیات اقدامات خلاف قانون او پس از رسیدن به ۱۸ سالگی از سوابقش در اداره پلیس حذف شدند.

 قربانیان    

  باندی به ۳۰ قتل اعتراف کرد، اما تعداد واقعی قربانیان هرگز مشخص نشد. در مواردی تعداد موارد قتل حتی تا ۱۰۰ مورد بیشتر نیز تخمین زده شده بود و باندی گاه اظهار نظرهای موذیانه‌ای می‌کرد که به این شایعات دامن می‌زد. او در سال ۱۹۸۰ به هیو اینسورث گفت که در مقابل هر قتلی که رسانه‌ای شد "ممکن است" قتلی دیگر هم وجود داشته باشد که هیچ اشاره‌ای به آن نشده‌است. وقتی مأموران اف‌بی‌آی رقم نهایی ۳۶ قربانی را به باندی پیشنهاد کردند او پاسخ داد:"یه رقم دیگه بهش اضافه کنین، اونوقت درست میشه." سالها بعد او به وکیلش پولی نلسون گفت که تعداد تخمینی ۳۵ مورد قابل قبول بوده‌است. اما رابرت کپل بعدتر نوشت که "[تد] و من هر دو می‌دانستیم که [مجموع قربانیان] خیلی بیشتر بود" کشیش فرد لورنس، روحانی متدیستی که آخرین مراسم مذهبی باندی را اجرا کرده بود، گفت "فکر کنم حتی خود او هم نمی‌دانست چند نفر را کشته یا اساساً چرا آنها را کشته‌است... برداشت من، برداشت قوی من این بود."

در ادامه شرحی از ۲۰ قربانی و ۵ بازمانده شناسایی شده باندی به ترتیب زمانی آمده‌است:

۱۹۷۴ ]

واشنگتن، اورگون []

۴ ژانویه: جونی لنز (نام مستعار) ۱۸ ساله: در تختش با چماق مصدوم شد و تجاوز جنسی قرار گرفت. او زنده ماند.

۱ فوریه: لیندا آن هیلی ۲۱ ساله: بعد از مصدوم شدن با چماق، ربوده شد. جمجمه و فک زیرینش بعدها در کوه تیلور پیدا شد.

۱۲ مارچ: دونا گیل مانسن ۱۹ ساله: از مح. طه کالج اورگریرن ربوده شد. باندی گفت جسدش را در کوه تیلور رها کرده. جسد پیدا نشد.

۱۷ آوریل: سوزان الین رانکورت ۱۸ ساله: از محوطه کالج مرکزی ایالت واشنگتن ربوده شد. جمجمه و فک زیرینش بعدها در کوه تیلور پیدا شد.

۶ می: روبرتا کاتلین پارکز ۲۲ ساله: در دانشگاه ایالتی اورگون ناپدید شد. جمجمه و فک زیرینش بعدها در کوه تیلور پیدا شد.

۱ جون: برندا کارول بال ۲۲ ساله: در بورین ناپدید شد. جمجمه و فک زیرینش بعدها در کوه تیلور پیدا شد.

۱۱ جون: جرجین هاوکینگز ۱۸ ساله: در کوی دانشگاه واشنگتن ناپدید شد. بقایای اسکلتش در ایساکوا پیدا شد.

۱۴ جولای: جانیس آن اوت ۲۳ ساله: در پارک سامامیش ربوده شد. بقایای اسکلتش در ایساکوا پیدا شد.

۱۴ جولای: دنیس ماری نسلوند ۱۸ ساله: ۴ ساعت بعد از اوت در پارک سامامیش ربوده شد. بقایای اسکلتش در ایساکوا پیدا شد.

یوتا، کلرادو، آیداهو []

۲ اکتبر: نانسی ویلکاکس ۱۶ ساله: در هولادی یوتا غافلگیر شد، مورد تجاوز قرار گرفت و خفه شد. جسدش هرگز پیدا نشد.

۱۸ اکتبر: ملیسا آن اسمیت ۱۷ ساله: در می‌دویل یوتا ناپدید شد. جسدش در نواحی کوهستانی اطراف پیدا شد.

۳۱ اکتبر: لورا ایم ۱۷ ساله: در لیهای یوتا ناپدید شد. جسدش در امریکن فورک کانیون پیدا شد.

۸ نوامبر: دبرا کنت ۱۷ ساله: در بانتیفول یوتا ناپدید شد. تنها یک کشکک زانو از او یافت شد، هرچند هویت صاحب این تکه استخوان با قطعیت مشخص نیست.

۱۹۷۵

۱۲ ژانویه: کارین کمپبل ۲۳ ساله: در هتلش در کلرادو ناپدید شد. جسدش در یک جاده خاکی نزدیک هتل پیدا شد.

۱۵ مارچ: جولی کانینگهام ۲۶ ساله: در ویل کلرادو ناپدید شد. باندی گفت جسد را در ۱۴۰ مایلی غرب ویل دفن کرده. اما جسد هرگز پیدا نشد.

۶ آوریل: دنیس الیورسون ۲۵ ساله: به هنگام دوچرخه سواری در گراند جانکشن کلرادو ناپدید شد، باندی گفت جسد را در ۵ مایلی شهر به رودخانه انداخته. اما جسد هرگز پیدا نشد.

۶ می: لینت کالور ۱۲ ساله: در دبیرستانش در پوکاتللو آیداهو ناپدید شد. جسد هرگز پیدا نشد.

۲۸ جون: سوزان کورتیس ۱۵ ساله: در دانشگاه بریگهام یانگ ناپدید شد. باندی گفت جسد را نزدیکی پرایش در یوتا دفن کرده. جسد هرگز پیدا نشد.

۱۹۷۸ 

فلوریدا ]

۱۵ ژانویه: مارگارت بومن ۲۱ ساله: در خوابگاه چی امگا واقع در دانشکاه ایالتی فلوریدا خواب بود که با چماق ضربه خورد و در نهایت خفه شد.

۱۵ ژانویه: لیزا لوی ۲۰ ساله:در خوابگاه چی امگا واقع در دانشکاه ایالتی فلوریدا خواب بود که با چماق ضربه خورد، مورد تجاوز گرفت و در نهایت خفه شد.

۱۵ ژانویه: کارن چندلر ۲۱ ساله:در خوابگاه چی امگا واقع در دانشکاه ایالتی فلوریدا خواب بود که با چماق ضربه خورد. او زنده ماند.

۱۵ ژانویه: کتی کلنر ۲۱ ساله:در خوابگاه چی امگا واقع در دانشکاه ایالتی فلوریدا خواب بود که با چماق ضربه خورد. زنده ماند.

۱۵ ژانویه: شریل تامپسون ۲۱ ساله: در خوابگاه چی امگا واقع در  

۹ فوریه: کیمبرلی لیچ ۱۲ ساله: از مدرسه اش در لیک سیتی فلوریدا ربوده شد. بقایای اسکلتش نزدیک پارک ایالتی سووانی ریور

 این مختصری از زندگی و جنایات این جانی ولد الزنا بود که در ادامه به علل جنایات او و افرادی نظیر او می پردازیم .

نظرات() 
مینا
یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 02:22 ق.ظ
به نظرم عقیده شخصی شما اسلامی بود فقط نه علمی وروانشناسانه ، فقط کپی پیست کردین و چیز جالب توجهی بش اضافه نکردین
پاسخ علی یوسفی مداح : بله کار زیادی نشده!
شنبه 16 خرداد 1394 11:53 ق.ظ
یكى از باهوش ترین قاتلین سریالى و نوابغ جهان با اى كیو١٢٤
بیتا
پنجشنبه 30 مرداد 1393 10:07 ب.ظ
ممنون مطالب عالی بود
داروین
سه شنبه 22 اسفند 1391 09:41 ب.ظ
دوست عزیز خسته نباشی از اینكه مطالب ویكی پدیای فارسی رو تو این وبلاگ كپی می كنی!!!
پاسخ علی یوسفی مداح : دوست عزیز انصاف داشته باشید اولا کمتر مطلبی در این وبلاگ هست که بخشی از اون کپی باشه و این مطلب هم کپی محض نیست و به تناسب دیگر مطالب ذکر شده در ثانی شما که انتظار ندارید بنده مطالب تاریخی رو از خودم بنویسم بالاخره باید منبعی وجود داشته باشه.به هر حال از تذکر شما ممنونم چون باعث شدید که منبع ذکر بشه
جواد
سه شنبه 11 مهر 1391 09:12 ب.ظ
سلام ممنون که به وبلاگم سر زدی منم شما را با افتخار با اسم عقل سرخ لینک کردم
جواد
یکشنبه 9 مهر 1391 06:25 ق.ظ
سلام
دوست عزیز وبلاگت عالیه حرف نداره .
یه سر هم به ما بزن منتظرت هستم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :