عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

محمد بن عبدالوهاب کیست؟

پنجشنبه 26 مرداد 1391

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:فرق و مذاهب، علم و دین، تاریخ، کلام و عقاید، 


     امروز در اینترنت به متنی برخورد کردم که ابتدا موجبات خنده و سپس تاسف من را فراهم کرد.خنده از آن جهت که یک انسان تا چه حد می تواند نا معقول باشد و به شکلی کودکانه و با زبانی الکن بخواهد باطلی مسلم را حق نشان دهد وتاسف از آن که چرا باید یک انسان به این درجه از انحراف و باطل گرایی برسد.

   متن در مورد محمد بن عبدالوهاب بنیانگذار وهابیت و مجدد جاهلیت و احیا کننده عقل ستیزی در جهان اسلام بود که با هم آن را مرور می کنیم:

 

 

 

(مختصری درباره امام مجدد محمد بن عبدالوهاب

محمد بن عبدالوهاب در حدود سال 1111/1700 در بطن صحرای عربستان در منطقه ای که به نجد موسوم است ، زاده شد . این مصلح پیرایشگر آتشی برافروخت که شعله های آن در مدتی اندک تا اقصی نقاط جهان اسلام را به کام خود گرفت و با ستردن زنگار عطلت و کاهلی از ان شوق بازگشت به روزگار سلف را در ان برانگیخت )

  البته محمد بن عبدالوهاب همان گونه که نویسند فرمودهآتشی برافروخت که شعله های آن در مدتی اندک تا اقصی نقاط جهان اسلام را به کام خود گرفت !!!)واقعا آتشی که برافروخت جهان اسلام را تا به امروز به کام خود گرفته از  آن زمان و ازوقتی که  شیعیان وکلا  مخالفان خود رادر مدینه و مکه و کربلا و نجف به خاک و خون کشید تا امروزکه پیروانش در سوریه بی گناهان را مثل گوسفند سر می برند و کودکان را به جرم سلفی نبودن پدرانشان می کشند این آتش همچنان مسلمانان را به کام خود فرو برده . این شیخ چنان آتشی به جان امت محمد (ص) انداخت که در خاطر هم نگنجد !بی شک او شریک تمام گناهانی است که پیروان جنایت کار و بی عقل خرفتش تا روز قیامت انجام می دهند خدا لعنتش کند و در سقر با زقوم سیرابش کند !

این دانشمند بزرگ در ادامه می فرماید:

(.وی به عنوان مصلح دینی پرچمدار آزادی و خطیب نه تنها پیروز برآمد و مقام و رفعتی بلامنازع یافت بلکه در تمام این زمینه ها نیز اثری عمیق و ماندگار از شخصیت پیشتاز خود بر جای گذاشت .در میان معاصران او در عربستان هیچ کس نبود که بر منبر و برسکوی وعظ با همان شور و فصاحتی که همواره از آن برخوردار بود بنکوهد و آرام کند اقامه دعوا کند و بر انگیزد و موعظه کند وبه حرکت در آورد.)

البته آزادیی که او به ارمغان آورد در حکومت وهابی عربستان در قرن بیست و یکم همچنان هم مشهود است ولی بهتر است بدانیم که او پس از زدو بند با جد آل سعود شمشیر برداشت و هرکس که با آیین جعلی و احمقانه او مخالفت کرد را کشت و اموالش را به غارت برد و به همین ترتیب عربستان را منسجم و متحد کرد!!!

در ادامه می خوانیم:
(این شیخ در مدینه تحصیل کرد، سپس راه سفر در پیش گرفت وتا ایران آمد و سرانجام در موطن خود در نجد ماندگار شد. از جمله اساتید او شیخ عبدالله ابن ابراهیم نجدی، شیخ محمد حیات سندی و شیخ محمد مجموعی شهرت بیشتری دارند، علاقه به مطالعه و تمایلات دینی شدید از ایام کودکی در وی مشهود بود و از همین رو حتی از همان ابتدای زندگیش به علم وتقوی شهره گردید. در دوران تحصیلش عمیقا به قرآن وسنت علاقه یافت و از همان ایام مصمم شد تا از هیچ تلاشی برای بازبردن مردمش به مجد و عظمت نخستین اسلام فروگذار نکند . برای وصول به این هدف شمال و جنوب عربستان را زیر پا گذاشت و شعار بازگشت به اسلام را تبلیغ کرد. خطابه های او که به صراحت وصدق و صفا ممتاز بود در هر جا که او پا می گذاشت روح و عزمی تازه می دمید و از همین رو در میان مردمی که فریب و ریا به جان آمده بودند چونان پیامی حیات بخش به گوش جان نیوشیده می شد. وی ایشان را دعوت می کرد تا از هر کاری که با روح اسلام مخلفت دارد اجتناب کنند.)

البته جهت آشنایی با افکار این اندیشمند بزرگ و سترگ بهتر است به متونی که اندیشه ها و آموزه های با شکوه او را ذکر کرده اند رجوع کنید تا بشدت تعصب و سطحی نگری و تحجر و ارتجاعی بودن این اندیشه ها پی ببرید.

نویسنده ادامه می دهد:
(پس از چندی برای وی مسلم شد که صرف اقناع بدون استمداد از قدرت سیاسی ممکن است در فرد موثر واقع شود اما مشکل بتوان بدون برخورداری از حمایت یک نیروی سیاسی صرفا از این طریق تحولی اساسی در میان ملت پدید آورد و لذا بر آن شد تا طوایف و قبایل مختلف عرب را تحت لوای واحدی متحد سازد و برای نیل به این مقصود از طریق عثمان بن حمد بن معمر امیر عیینه دست به کار شد . امیر در آغاز دعوت شیخ را پذیرفت اما بعدا بر این قرار نماند. شیخ به ناچار عیینه را ترک کرد و به درعیه رفت و در آنجا علی رغم مخالفتهای علمای جاهل ،دعوت خویش را ادامه داد و عاقبت نه تنها توانست مردم را به حرکت خویش بگرواند بلکه همراهی و همدلی محمد بن مسعود ، رئیس طایفه بزرگ و قدرتمند سعود و قدرتمندترین روسای قبایل سراسر نجد را نیز جلب کرد. و این امر به میزان قابل ملاحظه ای بر حیثیت معنوی و قدرت مادی شیخ افزود.)

آنچه که او ذکر می کند چیزی جز اتحاد شوم ابن وهاب با آل سعود جهت بلعیدن عربستان به قیمت قتل و غارت و ارعاب نیست.


(به تدریج عربهای سراسر عربستان طعم اتحاد سیاسی - مذهبی مشابه آنچه پیغمبر بدیشان ارزانی داشته بود ، می چشیدند.بعد از وفات وی در سال 1201/1787 شاگردش مسعود بن عبدالعزیز نشان داد که خلف صالح اوست . دولت وهابی جدید سواد عین خلافت مکه در صدر اسلام بود. با اقتدار این دولت جدید تحولی عظیم در ترکیب و ترتیب سیاسی و اداری این کشور به بار آمد. مسعود بن عبدالعزیز با آنکه قدرت نظامی فراوانی داشت ، همواره خود را در مقابل مردم مسئول می دانست و هیچ گاه به آزادی های مشروع اتباع خود تجاوز نکرد. حکومت او علی رغم سخت گیری اش ، کارامد و عادلانه بود . قضات وهابی صالح وراست کردار بودند. در سایه این حکومت راهزنی و غارت از یادها رفت و صلح و آرامشی همه گیر برقرار شد.)

  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یک بیمار روانی که مرض تکفیر دارد و توسط تمام عالمان اسلامی شیعه و سنی طرد شده و سپس با توسل به یک حاکم قدرت طلب در محیط عاری از علم و فرهنگ نجد با زور و قتل و غارت پوچ ترین اعتقادات را به مردم تحمیل کرده را با پیامبر اسلام مقایسه می کند!!!!!!!!!!!!

کمی مطالعه تاریخ در مورد جنایات و حکومت خشک و خشن آل سعود که تنها بر پایه ارعاب استوار بود اوج دروغ گویی این مبلغین بی سواد وهابی را آشکار می کند دروغ بزرگتر این که می گوید : غارتگری رخت برچید . در صورتی که نخستین کاری که آل سعود و وهاب پس از اتحاد شیطانیشان انجام دادند حمله به سایر بلاد ،کشتن مخالفانشان و غارت اموالشان بود که البته از آنجا که بن وهاب همه مسلمانان غیر از خود و پیروانش را مشرک می دانست این کار برایشان مشروع بود.

 

 

(مسعود بن عبدالعزیز که نجد را از نظر سیاسی یکپارچه کرده بود ، اکنون بر این امر خطیر کمر همت بسته بود که دین اسلام را از تمامی انچه غیر اسلامی است و طی قرون اخیر به تدریج به درون آن خلیده و ساخت آنرا آلوده است بپیراید . از این رو مبارزهایی برای ستردن همه امور خرافی و موهوم پرستانه ای که ضروریات دین را در خود پیچیده و از یادها برده بود آغاز گردید. همه تلاشهای خالصانه برای بازگشتن به اسلام ناب و نیالوده بود . همه افزوده ها بعدی از برساخته های عظیم و چند پهلوی تعبیر و تفسیرهای مدرسی متکلمان قرون اولیه هجری گرفته تا بدعتها و تشریفات عرفانی همچون تقدیس اولیاء و به عبارت مختصر همه آن اعمال و افعالی که جواز صریح ومنصوص اسلامی ندارد ، تقبیح وتخطئه گردیدند و عامه مردم به ترک این گونه اعمال و افعال ترغیب شدند. یکتاپرستی قاطعانه پیامبر اسلام با همان صلابت و سادگی سازش ناپذیر تبلیغ شد و قرآن وسنت به عنوان تنها هادی عمل انسان پذیرفته شدند....)

 

ترجمه دقیق آنچه که اوگفت این می شود که او تمام تفاسیر عقلی و به طور کلی عقل را کنار گذاشت و تنها دریافت های احمقانه خود را علم نامید و با تمام عالمان جهان اسلام جنگید منظور او از نص صریح یا صلابت و سادگی هم همان نفهمی ابن وهاب است که مثلا می گوید چون در قرآن یدالله داریم پس خدا دست دارد و معتقد به جسمانیت خداست یا این اعتقاد پیروانش که چون قرآن گفته:(سطحت الارض )زمین مسطح است و هرکس بگوید زمین کروی است کافر است و کشتنش واجب است و....

او می گوید:

(بسیاری از منتقدان محمد بن عبدالوهاب جنبشی را که او پدید اورد به عنوان حرکتی واپسگرایانه محکوم می کنند. اما این تهمتی مطلقآ بی اساس است . محمد بن عبدالوهاب عزم خود را بر این جزم کرده بود که مردمش را به اسلام واقعی باز گرداند . و از همین رو کوشید تا زندگی مسلمانان را از همه بدعتها پاک کند و برای این پیرایش ، جهادی بر ضد این بدعتها اعلام کرد. احساسی که او بیان کننده آن بود٬ در پی تخریب هر آنچه پیش روی او بود نبود ؛بلکه احساس نارضایتی معقولی نسبت به آیینها و اموری بود که چهرهواقعی دین را مشوه کرده بودند. او می خواست دانه را از پوشال و گندم را از کاه جدا کند و این کار با هوشیاری و شهامتی قابل تحسین به انجام رساند .....)

 

این مسئله یقینا حقیقت دارد که آیین او انسان ها را به بدترین و سیاهترین دوران های تاریخ باز می گرداند و دیگر این که تعریفی که او از اسلام ارائه کرد متاسفانه همان چهره کریهی است که امروزه غرب و جهان عمدتا از اسلام و مسلمین در خاطر دارد.

 شاید اگر حماقت ها و تحجرها و جنایات و کج فهمی های او و پیروانش نبود امروزه غرب نمی توانست موجودات کثیفی نظیر بن لادن و زرقاوی و ملک عبدالله و عبدالمالک ریگی و.... را به عنوان مسلمان به دنیا معرفی کند و با درخشش چهره اسلام ناب محمدی (ص)  امروز اسلام جهان را فرا گرفته بود .

 

-----------------------

منبع : سلف صالح

 

نظرات() 
manicure
چهارشنبه 9 فروردین 1396 10:33 ب.ظ
Wow, amazing blog layout! How long have you been blogging for?
you make blogging look easy. The overall look of your web site is magnificent, let alone the content!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :