تبلیغات
عقل سرخ - نیت روزه
عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

نیت روزه

شنبه 31 تیر 1391

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:احکام، 


مساءله 1 -
 شرط است در روزه داشتن نیت ، باینكه قصد كند انجام عبادتى را كه در شریعت مقدسه اسلام بنام روزه آمده و تصمیم بگیرد كه بقصد نزدیك شدن به خداى تعالى از هر چه كه روزه را باطل مى كند خوددارى نماید، و در صحت روزه شرط نیست كه همه آن مبطلات را بطور تفصیل بداند پس اگر نیت كند كه از هر چیز كه روزه را باطل مى كند امساك نماید كافى است هرچند نداند كه مثلا تنقیه روزه را باطل مى كند و یاگمان كند كه كارى روزه را باطل نمى كند لیكن آن كار را هم نكرده باشد، و همچنین اگر نیت كند كه از اموریكه مى داند مفطرات جزء آن امور است امساك كند باز هم بنابراقوى روزه اش درست است ......


در نیت روزه اضافه بر قصد قربت و داشتن اخلاص و تعیین روزه اى كه قصد اطاعت امر آنرا دارد چیز دیگرى معتبر نیست و در روزه رمضان كافى است نیت كند كه فردا را روزه مى گیرم و احتیاج به تعیین ندارد، بلكه اگر نداند فردا جزء رمضان است و یا فراموش كرده باشد باز هم همینكه نیت روزه فردا را داشته باشد كافى است و بحساب رمضان واقع مى شود، بخلاف اینكه بداند فردا رمضان است كه اگر غیر رمضان را كند نه از رمضان واقع مى شود و نه از غیر آن .
و در غیر رمضان بنابراقوى باید روزه اى را كه مى خواهد بگیرد تعیین كند به این معنا كه صنف مخصوصى را كه در نظر دارد قصد كند مثلا قصد كفار روزه قضاء یا نذر مطلق و بلكه نذر معین را نیز بنماید و در این تعیین توجه بهمه خصوصیات لازم نیست همینكه بطور اجمال آنرا تعیین كند كافى است مثلا اگر روزه ایكه بر ذمه اش هست یكى از اقسام نامبرده باشد و قصد كند: روزه اى كه به ذمه ام هست بجا مى آورم كافى است .
در روزه مستحبى مطلق (نه مستحبى مخصوص )تعیین معتبر نیست پس اگر كسى قصد روزه مستحبى داشته باشد و نیت كند فردا را براى رضاى خدا روزه مى گیرم به دو شرط صحیح است اول اینكه زمان صالح براى روزه مستحبى باشد و دوم اینكه او كسى باشد كه روزه مستحبى از او صحیح باشد، بلكه در روزه مستحبى معین نیز حكم همین است البته در صورتیكه تعیین به زمان خاص از قبیل ایام البیض و جمعه و پنج شنبه باشد بله اگر بخواهد ثواب خصوصیت را نیز بدست آورد باید اولا بدست آورد كه فردا همان روز است و ثانیا قصد روزه آنروز را بكند.
مساءله 2 - در قضاء روزه از طرف دیگرى نیت نیابت از او معتبر است هر چند كه (روزه گیر) هیچ روزه اى دیگر به ذمه اش نباشد.
مساءله 3 - در ماه رمضان روزه غیر رمضان واقع نمى شود نه واجب و نه مستحب نه از مسافر كه نمى تواند روزه رمضان را بگیرد و نه از غیر مسافر بلكه در صوتى هم كه نمیداند و یا فراموش كرده كه فردا از ایام رمضان است اگر نیت غیر رمضان كند باز رمضان واقع مى شود.
مساءله 4 - اقوى این است كه نیت روزه واجب معین چه رمضان و چه غیر آن شرعا وقت معینى ندارد بلكه معیار این است كه روزه از عزم و قصد ناشى باشد و آن قصد در دل باقى باشد هرچند كه مكلف در اثر خواب و یا شدت گرفتارى بكلى از آن غافل شد و در ابتداء و شروع این عزم هیچ فرقى نیست در اینكه مقارن طلوع فجر باشد و یا قبل از آن در شب آنروزیكه مى خواهد روزه بگیرد یا قبل از آن شب پس اگر از روز گذشته تصمیم داشته كه فردا را روزه بگیرد و تا آخر روز با این تصمیم بخواب بوده باشد روزه اش صحیح است بله اگر بخاطر عذرى از قبیل فراموشى و یا غفلت و یا جهل باینكه آنروز از ایام رمضان است ، یا بخاطر بیمارى و یا مسافرت اصلا نیت نكند اگر تا قبل از از ظهر متوجه شد و عذرش برطرف شد و قبل از آنكه مفطرى بیاورد نیت كرد روزه اش صحیح است چون تا قبل از ظهر وقت براى نیت باقى است و اما اگر بعد از ظهر متوجه شد دیگر محل نیت فوت شده .
بله در جریان این حكم (بمعنى امتداد وقت نیت تا زوال )در تمامى عذرها اشكال است ، بله در خصوص بیمارى خالى از اشكال نیست هر چند كه خالى از قرب هم نیست ، او اما در روزه غیر معین وقت نیت تا ظهر امتداد دارد نه بعد از ظهر پس اگر با تصمیم به افطار داخل در صبح شود ولى چیزى افطار نكند بعدا قبل از رسیدن ظهر تصمیم بگیرد روزه بگیرد جائز و صحیح است حال چه اینكه روزه قضا رمضان نیت كند و چه كفاره و چه نذر مطلق و اما بعد از ظهر دیگر نمى تواند نیت كند بخلاف روزه مستحبى كه وقت معین نیت آن تا لحظاتى قبل از غروب یعنى بقمداریكه بتواند نیت كند باقى است .
مساءله 5 - در یوم الشك یعنى روزیكه نمى داند از ماه شعبان است و یا از ماه رمضان بنا را بر این مى گذارد كه از شعبان است و در نتیجه روزه آنروز واجب نیست واگر به نیت مستحبى روزه بگیرد بعد معلوم مى شود كه از رمضان بوده از روزه رمضانش كافى خواهد بود و همچنین اگر قضا و یا نذر را نیت كرده باشد، بلكه اگر اینطور نیت كرده باشد كه اگر فردا از رمضان باشد روزه ام واجب و اگر از شعبان باشد مستحبى بعید نیست كه صحیح باشد و تردید در نیت در این مقام ضررى ندارد، بله اگر به نیت اضافه از رمضان است ، روزه گرفته باشد صحیح نیست نه از رمضان واقع مى شود و نه از غیر آن .
مساءله 6 - اگر در یوم الشك تصمیم دارد افطار كند - یعنى روزه نگیرد - بعد در اثناء روز و قبل از ظهر معلومم شد كه از رمضان است و مفطرى هم نیاورده واجب است بقیه روز را امساك كند و و اگر مفطر آورده و یا بعد از ظهر معلوم شد از رمضان است واجب است بقیه روز را بمنظور رعایت ادب امساك كند و قضاء آنروز را نیز بجاى آورد.
مساءله 7 - اگر در یوم الشك به نیت روز آخر شعبان روزه بگیرد و در اثناء روز فراموش كند كه روزه است و مفطرى بیاورد و بعد معلوم شود كه رمضان است كافى از روزه رمضان است ولى اگر روزه خود را با ارتكاب ریاء و امثال آن فاسد كرده باشد از روزه رمضان او كافى نیست هرچند قبل از ظهر بفهمد كه رمضان است و نیت خود را تجدید كند.
مساءله 8 - همانطور كه داشتن نیت در ابتداء روزه (یعنى قبل از فجر) واجب است ادامه دادن آن در اثناء روز نیز واجب است پس اگر در روزه واجب كه روزه نباشد روزه اش باطل مى شود هرچند كه تا قبل از ظهر دوباره به نیت روزه برگردد و همچنین اگر فكر كند در روزه اش خللى وارده شده و به این جهت تصمیم بگیرد روزه نباشد و قبل از شكستن معلوم شود خللى نداشته .
و نیز یكى از چیزهاییكه با استدامه نیت منافات دارد تردد در ادامه روزه و یا صرفنظر كردن از آنست و همچنین باطل است در صورتیكه تردیدش در ادامه روزه ناشى از شده باشد از این كه آیا كاریكه مثلا انجام داده مبطل است یا نه . اما روزه غیرواجب معین اگر تصمیم بگیرد روزه نباشد و قبل از ظهر از تصمیم خود برگردد روزه اش صحیح است و همه اینها كه گفته شد درباره بناگذارى بر روزه نبودن است و اما صرف تصمیم به آوردن قاطع مستلزم نیت قطع نیز هست ، بله اگر نیت قاطع بكند یعنى تصمیم بگیرد كه مثلا فلان مفطر را انجام دهد و متوجه این معنا باشد كه قصد قاطع كردن قصد قطع (یعنى روزه نبودن )نیز هست و قهرا به نیتى مستقل قطع را نیز نیت كرده ، در اینصورت اقوى آنستكه روزه اش باطل مى شود.
گفتار پیرامون آنچه كه روزه دار باید از آن امساك كند 
مساءله 1 - بر روزه دار واجب است از چند چیز خوددارى كند: اول و دوم خوردن و نوشیدن ، حال چه اینكه خوردنى متعارف مانند آب و نان باشد و چه اینكه مانند ریگ و شیره درخت و امثال آن خوردنش معمول و معتاد نباشد كه خوردن و نوشیدن آن روزه را باطل مى كند هرچند اندك باشد مانند یكدهم دانه گندم و یك دهم قطره آب .
مساءله 2 - در خوردن و نوشیدن معیار صدق آنست هرچند كه بطور غیر متعارف باشد، بنابراین اگر از راه بینى آب را بجوف خود برساند باز نوشیدن بر آن صادق است هرچند كه بنحو غیر متعارف بوده .
سوم : جماع كردن است چه اینكه موطوء زن باشد و چه مرد انسان باشد با حیوان از قسمت جلو با او جماع شود و از عقب زنده باشد یا مرده صغیر باشد یا كبیر، روزه دار شخص وطى كننده باشد و یا موطوء پس در همه این شقوق اگر روزه دار این عمل را عمدا انجام دهد، روزه اش باطل است ، هرچند منى خارج نشده باشد. و اما اگر از روى فراموشى انجام داده باشد ضررى به روزه اش نمى زند و همچنین در صوتیكه او را مجبور به این عمل كرده باشند به روزه اش نمى زند و همچنین در صورتیكه او را مجبور به این عمل كرده باشند به نحوى كه بكلى اختیار را از او سلب كرده باشند و اما در صورت اكراه (كه او خودش راضى به این عمل نیست لكن اكراه غیر هم بحدى نیست كه او را بكلى بى اختیار كند) اگر جماع كند روزه اش است . و در دو صورت فراموشى و اجبار اگر در اثناء كه اگر لحظه اى در این كار تاءخیر بیندازد روزه اش باطل مى شود و اگر تنها قصد بازى با ران همسر خود داشته ولى بدون اینكه قصد ادخال داشته باشد دخولى صورت بگیرد روزه اش ‍ باطل نیست و همچنین اگر قصد ادخال داشته باشد ولى تحقق نیابد براى اینكه قبلا گذشت كه قصد مفطر به تنهایى مفطر نیست ، و جماع محقق مى شود به غایب شدن حشفه (سرآلت )و یا بمقدار آن از كسیكه حشفه او قطع شده بلكه بعید نیست كه مسماى دخول آلت در فرج از چنین كسى در بطلان روزه اش كافى باشد هرچند كه بمقدار حشفه نباشد.
چهارم : انزال منى بوسیله استمناء و بخود چسباندن همسر و غیر همسر یا بوسیدن او و یا بازى كردن با ران او و یا هر كارى دیگر نظیر اینها كه بمنظور انزال منى انجام مى شود، ولى اگر قصد انزال منى نداشته باشد ولكن عادتش چنین است كه اگر یكى از این كارها را بكند منى از او خارج مى شود و خارج هم شد، روزه اش را باطل مى كند و اگر كاریكه موجب انزال منى است نكرد و یا اگر كرد بر حسب عادتش موجب انزال نبود و بى اختیار و بدون قصد از او خارج شد روزه اش باطل نمى شود.
مساءله 3 - كسیكه در روز محتلم شده استبراء بوسیله بول و یا بوسیله دست كشیدن براى او مانعى ندارد هرچند كه موجب بیرون آمدن بقایاى منى شود. البته این در صورتى است كه استبراء را قبل از غسل انجام دهد و اما اگر بعد از غسل انجام دهد و بداند كه با این عمل بار دیگر جنب مى شود احتیاط آنستكه آنرا ترك كند بلكه لزوم ترك آن خالى از قوت نیست و اگر قبل از خارج شدن منى از خواب بیدار شود لازم نیست از بیرون آمدن آن جلوگیرى كند مخصوصا در صورتیكه این عمل باعث حرج و یا ضرر باشد.
پنجم : باقى ماندن عمدى بر جنابت تا صبح در ماه رمضان و در روزه قضاء رمضان بلكه اقوى آنستكه در قضاء رمضان باقیماندن بر جنابت تا صبح روزه را باطل مى كند هرچند كه از روى عمد نباشد همچنانكه در روزه رمضان اگر غسل را در شب فراموش كند و یك یا چند روز با آن حال روزه بگیرد اقوى آنستكه همه روزه هایش باطل است ، بلكه نزدیكتر به احتیاط آنستكه روزه غیر رمضان از قبیل نذر معین و امثال آنرا نیز به روزه رمضان ملحق نموده این حكم (یعنى باطل بودن روزه در صورت فراموشى غسل در شب ) را در آن موارد نیز جارى بدانیم هر چند كه اقوى آنستكه ملحق نباشد مگر خصوص قضاء رمضان كه احتیاط در خصوص آن ترك نشود، و اما غیر رمضان و قضاء آن از روزه هاى واجب چه معین و چه غیر معین و چه روزه هاى مستحب در باطل شدنش بخاطر بقاء عمدى بر جنابت تا صبح اشكال هست نزدیكتر به احتیاط همین است كه آنرا باطل حساب كنیم ، مخصوصا در روزه اى كه وقت آن وسیع است ولى اقوى باطل نبودن آنست مخصوصا روزه مستحبى .
مساءله 4 - كسیكه علم دارد به اینكه وقت گنجایش غسل و یا تیمم را ندارد و با این حال خود را جنب مثل كسى استكه عمدا بر جنابت باقى بماند و اما اگر تنها بقدر وقت دارد جنب كردن شخص خود را معصیت است ولى روزه اش ‍ با تیم صحیح است و نزدیكتر به احتیاط آنستكه روزه آنروز را قضاء كند.
مساءله 5 - اگر به گمان اینكه وقت وسعت دارد خود را جنب كند و بعد معلوم شود كه وقت نداشته چیزى بر او نیست ، البته این در صورتى است كه مراعات وقت را كرده باشد (یعنى از وقت تفحص نموده باشد و اما اگر بدون مراعات و بصرف گمان بقاء وقت خود را جنب كند و معلومش وقت باقى نبوده باید روزه آنروز را قضا كند.
مساءله 6 - باقى ماندن عمدى بر حدث حیض و نفاس تا طلوع فجر مانند بقاء عمدى بر جنابت روزه را باطل مى كند پس زن و نفساء اگر قبل از فجر پاك شدند واجب است غسل یا تیمم نموده داخل صبح شوند و با ترك عمدى غسل و یا تیمم روزه آندو باطل است .
و نیز در صحت روزه زن مستحاضه شرط است كه غسلهاى روزانه كه براى خواندن نماز واجب است را انجام دهد اما غسلهایى كه براى خواندن نماز واجب نیست (مانند غسلیكه پس از برطرف شدن حالت استحاظه بر زن واجب است )تركش روزه را باطل نمى كند پس اگر زنى قبل از خواندن نماز صبح و یا ظهر و عصر استحاضه اى دید كه غسل را بر او واجب مى كند یعنى استحاضه متوسطه و كثیره و غسل نكرد روزه اش باطل است بخلاف آنكه بعد از خواندن نماز ظهر و عصر استحاضه ببیند كه اگر غسل آنرا در روز ترك كند روزه اش باطل نمى شود و زن مستحاضه باید این احتیاط را ترك نكند كه براى صحت روزه امروزش غسل شب گذشته را براى نماز انجام داده باشد و غسلیكه براى نماز انجام داده باشد و غسلیكه براى نماز صبح یا نافله شب انجام مى دهد كافى از این غسل است و بنابراقوى روزه اش ‍ صحیح است .
مساءله 7 - كسیكه نه آب دارد تا غسل كند و نه خاك تا تیمم نماید، باقیماندن بر جنابت و یا حیض یا نفاسش روزه اش را باطل نمى كند ولى در جائیكه بقا بر جنابت هرچند غیر عمدى روزه را باطل مى كند مانند روزه قضاء رمضان ظاهرا از شخص مورد بحث یعنى فاقد آب و خاك را نیز باطل مى كند.
مساءله 8 - در صحت روزه غسل مس میت شرط نیست همچنانكه دست زدن به میت در اثناء روز، باعث بطلان آن نمى شود.
مساءله 9- كسیكه بخاطر نداشتن آب و یا عذرى دیگر از اعذاریكه باعث تیمم است هرچند كه مانند تنگى وقت باشد نمى تواند غسل كند باید براى روزه اش تیمم كند پس اگر چنین كسى بدون تیمم داخل در صبح شود مثل كسى است كه بدون غسل داخل صبح شده ولى واجب نیست كه بعد از تیمم بیدار بماند تا صبح شود هر چند كه این كار به احتیاط نزدیكتر است .
مساءله 10 - اگر بعد از طلوع فجر از خواب بیدار شود و بفهمد كه محتلم شده اگر بداند كه جنابتش در شب بوده در صورتیكه وقت روزه اش تنگ باشد (مانند روزه رمضان و نذر معین ) روزه اش صحیح است مگر آن كه روزه اش ‍ قضاء رمضان باشد كه نزدیكتر به احتیاط آنست كه هم آنروز را روزه بدارد و هم عوض آنرا روزه بگیرد، هرچند كه اكتفاء بآوردن عوض آن بعد از رمضانیكه دارد فرا مى رسد خالى از قوت نیست ، و اما اگر وقتش تنگ نباشد در صورتى كه روزه اش قضاء رمضان باشد باطل و اگر غیر آن و یا روزه مستحبى باشد صحیح است ، چیزیكه هست نزدیك تر به احتیاط آنست كه این دو را نیز ملحق بقضاء موسع بداند كه بعد از طلوع فجر بوده روزه اش ‍ باطل نیست چه اینكه وقت آن تنگ باشد یا نباشد و چه اینكه روزه اش ‍ مستحبى باشد یا نباشد و بر او واجب نیست كه در غسل كردن شتاب كند، همچنانكه بر هر كسى كه در روز بدون اختیار جنب شود واجب نیست هرچند كه به احتیاط نزدیكتر است .
مساءله 11 - كسیكه در شب ماه مبارك رمضان جنب شده در صورتیكه احتمال بیدار شدن قبل از صبح را بدهد مى تواند قبل از غسل كردن بخوابد حتى اگر یك بار و یا دوبار و بلكه بیشتر بیدار شود مخصوصا اگر بیدار شدن عادت او باشد خوابیدن مجددش حرام نیست هرچند كه احتیاط شدید در این است كه از خوابیدن بار دوم و بیشتر پرهیز نماید، و اگر با احتمال بیدار شدن خوابید ولى تا طلوع فجر بیدار نشد در صورتیكه هنگام خوابیدن نیتش این بوده كه اگر هم بیدار شد غسل نكند و یا تردید داشته كه غسل بكند یا نه و یا اصلا بدون نیت و بناگذارى خوابیده و این نداشتن نیت نه از تردید و نه از غفلت در اینصورت حكم كسى را را دارد كه عمدا باقى بر جنابت مانده و بر او واجب است قضاء روزه و كفاره آن كه تفصیلش مى آید، و اگر هنگام خواب بنابراین داشته كه در صورت بیدار شدن غسل كند ولى بیدار نشد چیزى بر او نیست نه قضاء و نه كفاره لكن براى كسیكه در خواب محتلم شده اگر بیدار شد و با بناداشتن بر غسل دوباره بخواب رفت و دیگر بیدار نشد تا فجر طلوع كرد سزاوار آنست كه با جمع بین روزه آنروز و قضاء آن احتیاط را ترك نكند هر چیز كه اقوى صحت روزه او است .
و اگر بیدار شد و براى بار دوم بخواب رفت و تا طلوع فجر بیدار نشد، روزه اش باطل است و آنروز را به منظور رعایت احترام رمضان امساك كند و بعد از رمضان قضاء آن را بگیرد و اگر براى بار دوم نیز بیدار شد و براى نوبت سوم بخواب رفت و در خواب ماند بنابر قول مشهور علاوه بر قضاء كفاره نیز بر او واجب مى شود ولى در وجوب كفاره تردید است و بلكه واجب نبودن آن خالى از قوت نیست لكن ترك احتیاط سزاوار نیست .
و اما اگر هنگام خواب بكلى از غسل كردن غافل بوده نه بنابر غسل كردن داشته و نه بر ترك آن در ملحق كردن این صورت بصورت اول (یعنى صورتیكه بناى بر غسل ندارد )و یا دوم (یعنى صورتیكه بناى برغسل دارد) دو وجه است كه وجیه تر ملحق دانستن بصورت دوم است .
ششم : از چیزهایى كه روزه دار باید از آن امساك كند دروغ بستن عمدى است بر خدایتعالى و رسولخدا (ص ) وائمه اهل بیت صلوات الله علیهم بنابراقوى و همچنین سایر انبیا و اوصیاء علیهم السلام كه احتیاط آنست كه روزه دار عمدا به آن حضرات نیز دروغ نبندد، حال چه اینكه این دروغ در امر دین باشد و چه در امر دنیا، چه به زبان باشد و چه به قلم و كتابت و اشاره و كنایه و امثال آن به نحوى كه عرف بگوید بخدا و رسول (ص ) دروغ بست بنابراین اگر سائلى از او بپرسد آیا رسول خدا (ص ) فلان كدام را فرموده یا نه ؟ و او بجاى اینكه بگوید نه اشاره كرد آرى و یا بالعكس در جاى آرى اشاره كند كه نه روزه اش باطل است ، و همچنین است اگر براستى خبر دهد كه رسول خدا (ص ) چنین فرموده و بعد بگوید آنچه گفتم دروغ بود و یا در شب دروغى بآنجناب ببندد و در روز بگوید آنچه در شب نقل كردم راست بود روزه اش فاسد مى شود و احتیاط آن است كه در مبطل بودن دروغ بستن حضرات فرق نگذاریم بین دروغ بستن در گفتار و افعال آنان پس ‍ اگر به دروغ بگوید: (رسولخدا (ص ) چنین كرده و یا چنین بوده )نیز روزه اش باطل است همچنانكه اگر بدورغ بگوید (رسول خدا چنین فرموده )روزه اش باطل است همه اینها در صورتى است كه بطور جدى بآن حضرات دروغ ببندد و اما اگر از در شوخى و مزاح و یا بیهوده سرائى چنین نسبتى را بدهد اقوى آنستكه روزه اش فاسد نیست .
مساءله 12 - اگر خبرى را به اعتقاد راست بودن بدهد بعدا معلوم شود كه درست نبوده ضررى بر روزه اش وارد نمى شود، و همچنین اگر بناى بر دروغ بستن داشت و بعدا معلوم شود آنچه گفته راست بوده و روزه اش صحیح است هرچند آگاه باشد به باطل شدن روزه با دروغ بستن .
مساءله 13 - در مبطل بودن دروغ بستن بخدا و رسول (ص ) فرقى نیست بین اینكه خود او این دروغ را جعل كرده باشد و یا دیگرى ، مثل اینكه در بعضى از كتب تاریخ یا اخبار آنرا دیده باشد و او آنرا بدون ذكر كتاب نقل كند و اما اگر بعنوان خبر صاحب كتاب و حكایت از ناقل نقل كند و بگوید فلانى چنین گفت و یا در فلان كتاب چنین آمده روزه اش فاسد نمى شود.
هفتم : فرو بردن تمام سر است در آب بنابراحتیاط واجب روزه را باطل مى كند هر چند كه بقیه بدن بیرون از آب باشد و در این مسئله آب مضاف حكم آب مطلق را ندارد هرچند كه احتیاط واجب آنست كه در نظیر گلاب و مخصوصا اگر بوى آن رفته باشد نیز سرفرو نبرد و اما ریختن آب بر سر عملى شبیه به به آن كه عنوان : (سر فرو بردن در آب ) بر آن صادق نیست روزه را باطل نمى كند هرچند كه آب بسیار زیاد باشد بلكه فروبردن قسمتى از سر نیز مضر نیست هرچند كه منافذ از قبیل چشم و گوش در آن قسمت باشد و همچنین فرو بردن همه سر به نحو تعاقب یعنى به اینكه اول نیمى از سر را فرو ببرد و بعد آنرا خارج ساخته و نیم دیگر را فرو ببرد ضررى به روزه نمى رساند.
مساءله 14 - اگر به گمان اینكه سرش در آب فرو نمى رود خود را در آب بیندازد و بى اختیار و بدون اینكه عادت اقتضا كند سرش زیر آب برود روزه اش ‍ باطل نمى شود و اما اگر عادتا سر در آب فرو مى برد (یعنى به نحوى خود را در آب افكنده كه عادتا سرش زیر آب مى رود )در صورتیكه توجه به این معنا داشته بنابر احتیاط واجب حكم عمد را دارد. مگر آنكه یقین داشته كه سرش در آب فرو نمى رود.
مساءله 15 - اگر روزه دار به نیت غسل سر در آب فرو ببرد پس اگر روزه اش ‍ مستحبى است یا واجبى است كه وقت آن تنگ نیست روزه اش باطل است ولى غسلش صحیح است و اما اگر روزه اش واجب معین باشد (مثل روزه ماه رمضان و یا نذر معین )در صورتیكه در همان اولین لحظه اى كه تمام سر در آب فرو مى رود قصد غسل كند هم روزه اش باطل است و هم غسلش ‍ البته بطلان غسلش محل تاءمل نیز هست واگر بعد از آن لحظه و یا هنگام بیرون آوردن سر نیت غسل كند روزه اش باطل و غسلش صحیح است ، البته این در روزه غیر رمضان است و اما در روزه رمضان هم غسل باطل مى شود و هم روزه مگر آنكه در همان حال كه سر زیر آبست از معصیت سر در آب فرو بردن و روزه را باطل كردن توبه كند و با سر بیرون آوردن نیت غسل نماید كه در اینصورت غسلش صحیح است .
هشتم : از چیزهایى كه روزه را باطل مى كند رساندن غبار غلیظ بحلق است . بلكه نزدیكتر به احتیاط آنستكه بگوئیم غبار غلیظ نیز روزه را باطل مى كند هرچند كه اقوى آنست كه باطل نمى كند و در رساندن غبار فرقى نیست بین اینكه خودش با جاروب كردن و امثال آن غبار بلند كند و یا آنكه دیگرى و یا طوفان و باد بلند شود و روزه دار مواظبت ننموده و هیچ تحفظى براى جلوگیرى از فرورفتن آن در حلق انجام ندهد، و اما باطل شدن روزه در جائیكه جلوگیرى از آن ممكن نیست محل تاءمل است و در صورتیكه فراموش كرده باشد كه روزه است و یا از آن غفلت كرده باشد و یا فرورفتن غبار قهرى و بى اختیار باشد و یا خیال كند غبار بحلقش نمى رود روزه اش ‍ باطل نمى شود مگر آنكه غبار در فضاى دهانش جمع شده باشد و اختیارا آنرا ببلعد.
واقوى ملحق نبودن بخار است ، به غبار مگر آنكه درفضاى دهان مبدل به آب شود و آنرا فرو ببرد همچنانكه اقوى محلق شدن دود است به غبار، بله كشیدن سیگار و امثال آن حكم غبار غلیظ را دارد، بنابر احتیاط واجب .
نهم : از امورى كه روزه را باطل مى كند تنقیه كردن با مایع است هرچند كه بخاطر بیمارى وامثال آن باشد و اما شیاف با جامدیكه در مداوا بكار مى رود ضررى بروزه نمى رساند و اما شیاف امثال تریاك كه براى معتادین حكم غذا را دارد و یا نعشه مى آورد اشكال دارد و مكلف احتیاط را ترك ننموده از آن اجتناب نماید و همچنین هرچیز دیگرى كه مانند غذا از این راه نیرو به بدن مى رساند بلكه چیزهایى هم كه از غیر آن را غذا به بدن برساند همین طور است مانند آمپولهاى غذائى ولى اگر تزریق آمپول براى مداوا باشد ضررى ندارد همچنانكه اگر دواء از راه زخمى كه در بدن است داخل در جوف بدن شود روزه را باطل نمى كند.
دهم : قى ء كردن عمدى است هرچند كه روى ناچارى و ضرورت باشد و اما اگر روزه دار بدون اختیار قى ء كند روزه اش باطل نمى شود و مدار در تحقیق آن (یعنى قى كردن ) صدق مسماى آنست و اگر در شب چیزى را ببلعد كه برگرداندن آن بصاحبش واجب است و برگرداندن آن مستلزم قى كردن باشد اگر عصیانا قى ء نكند روزه اش صحیح است هرچند كه راه بیرون شدن آن چیز منحصر در قى باشد بله اگر فرض كنیم چیزى را بلعیده كه شارع قى كردن آن چیز را بعنوان خود آن واجب مى داند (مانند شراب )در صحت و بطلان روزه اش تردید هست هرچند كه بنظر مى رسد صحیح باشد.
مساءله 16 - اگر با آروغ زدن چیزى از معده اش خارج مى شود و بفضاى دهان برسد و دوباره بدون اختیار بدرون معده برگردد روزه اش باطل نمى شود، و اما اگر عمدا آنرا فرو ببرد روزه اش باطل نمى شود و قضاء و كفاره بر او واجب مى گردد و براى شخص روزه دار جائز نیست كه عمدا و اختیارا آروغ بزند درصورتیكه مى داند اگر آروغ بزند چیزى از معده اش خارج مى شود كه عنوان قى بر آن صادق است و یا مى داند كه اگر چیزى خارج شود بدون اختیار به معده برمیگردد و اما اگر چنین علمى نداشته باشد و تنها احتمال آن را بدهد عیبى ندارد و در این فرض اگر بخاطر آروغ زدن چیزى بیرون آید وبدون اختیار برگردد روزه اش باطل نمى شود و این وقتى است كه عادتش در آروغ زدن بالا آمدن چیزى و فرورفتنش بدون اختیار نباشد و اما اگر عادتش این باشد (یعنى هر وقت آروغ مى زند بدون اختیار چیزى بالا مى آید و فرو مى رود)آنوقت درست بودن روزه اش محل اشكال است و باید كه احتیاط را ترك نكند. (هرچند كه علم نداشته باشد و تنهات احتمال دهد).
مساءله 17 - روزه با فرو بردن آب دهانت كه در دهن جمع مى شود باطل نمى شود هرچند علت جمع شدن آن یادآورى چیزى (مانند ترشى و امثال آن ) باشد و همچنین با فروبردن اخلاط بشرطیكه بفضاى دهان نرسد و بنابراقوى فرقى نیست بین اخلاطیكه از سر مى آید و یا اخلاطیكه از سینه خارج مى شود و اما اگر بفضاى دهان بین احتیاط را ترك نكند و آنرا فرو نبرد واگر از دهان بیرون آید و آنگاه آنرا ببلعد روزه اش باطل است و همچنین است آب دهان ، بلكه اگر سنگریزه اى در دهان داشته باشد و آنرا بیرون آورد و قبل از خشك شدن دوباره بدهان بگذارد و رطوبت آن را با آب دهان فرو ببرد و یا نخ خیاطى را با آب دهان بگذارد و بیرون آورد و دوباره بدهان بگذارد و رطوبتش را فرو ببرد و یا مسواك را در دهان بگذارد و بیرون آورد و دوباره بدهان برده رطوبتش را فرو ببرد و یا هر چیز دیگرى را با آب دهان تر نموده بیرون آورده و دو باره در دهان كرده رطوبت آنرا فرو ببرد روزه اش ‍ باطل مى شود ولى اگر در همه این فرضها آب موجود در سنگریزه و نخ مسواك در آب دهان مستهلك شود بطورى كه عنوان فرو بردن آب خارجى بر آن صادق نباشد عیبى ندارد و نظیر فرضهاى گذشته چشیدن طعم آبگوشت و جویدن غذا براى بچه یا مرغ و آب باقیمانده از مضمضمه در وضوء است (كه چنانچه آنرا فرو ببرد روزه را باطل مى كند مگر آنكه بقدرى كم باشد كه در آب دهان مستهلك شده باشد)و همچنین جویدن سقز عیبى سقز عیبى ندارد هر چند كه طعم آنرا در آب دهانش احساس كند مگر آنكه علت احساس طعم سائیده شدن و آب شدن اجزاء آن در دهان باشد (كه در اینصورت فرو بردن آب دهان روزه را باطل مى كند).
مساءله 18 - همه این ده چیزیكه گفتیم روزه را باطل مى كند غیر از بقاء بر جنابت كه تفصیلش گذشت وقتى موجب بطلان روزه مى شود كه عمدا سر بزند نه نسیانا و یا بدون قصد كه اگر و یا از روى فراموشى مرتكب شده باشد بین اقسام عمد نیست چه عالم بحكم باشد و چه جاهل ، جاهل هم چه مقصر باشد و چه قاصر البته درجاهل قاصر حكم ببطلان ازباب احتیاط است ، یكى دیگر از صور عمد این است كه مكلف فراموش كرده باشد كه روزه است و مفطرى انجام داده آنگاه متوجه شود كه روزه است بعد بخیال اینكه روزه اش باطل است بار دیگر مفطراتى را عمدا مرتكب شود.
و اما كسیكه مجبور بخوردن چیزى شود، بطوریكه اختیار از او سلب شده باشد مثل اینكه او را بخوابانند و چیزى را در حلقش كنند روزه اش باطل نیست بخلاف مكروه یعنى كسیكه او را تهدید كنند اگر نخورى چنین و چنانت مى كنیم و او با دست خود طعام را بدهان بگذارد و فرو ببرد كه او روزه اش باطل است و اگر از مخالفین در مذهبش تقیه كند یعنى كارى كند كه در مذهب آنان از نظر فتوى و یا حكم مفطر نیست روزه اش صحیح است پس اگر بعنوان تقیه مفطرى را انجام دهد كه مخالفین آنرا مفطر نمى دانند روزه اش صحیح است بنابراقوى . همچنین است اگر قبل از برطرف شدن سرخى مشرق افطار و بمنظور حفظ تقیه بحكم حاكم آنان كه بر حسب موازین شرعیه خودشان گفته اند امروز عید است افطار كند روزه اش باطل نمى شود و قضاء بر او واجب نیست بشرطى كه خودش برشك باقى باشد. بله اگر یقین داشته باشد كه حكم قضاة آنان به اینكه امروز عید فطر است مخالف واقع است باید از یكسو براى حفظ تقیه آن آن روز را افطار كند و از سوى دیگر احتیاطا قضائش را بجاى آورد.

نظرات() 
Mackenzie
جمعه 17 آذر 1396 04:52 ب.ظ
Keep on writing, great job!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :