تبلیغات
عقل سرخ - شرائط صحت روزه و وجوب آن
عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

شرائط صحت روزه و وجوب آن

جمعه 30 تیر 1391

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:احکام، علم و دین، 


شرائط صحت روزه چند چیز است اول اینكه مسلمان و با ایمان و داراى عقل باشد و مبتلا به حیض و نفاس نباشد بنابراین روزه غیر مؤ من صحیح نیست هرچند كه در بعضى از ساعات روز ایمان نداشته باشد پس ‍ اگر مسلمانى مؤ من در بین روز مرتد شود و دوباره برگردد روزه اش صحیح نیست هر صحیح نیست از مجنون هرچند ادوارى باشد(یعنى گاهى دیوانه مى شود) حال چه اینكه جنونش همه ساعات روز را فرا گیرد.... 

 شرائط صحت روزه چند چیز است اول اینكه مسلمان و با ایمان و داراى عقل باشد و مبتلا به حیض و نفاس نباشد بنابراین روزه غیر مؤ من صحیح نیست هرچند كه در بعضى از ساعات روز ایمان نداشته باشد پس ‍ اگر مسلمانى مؤ من در بین روز مرتد شود و دوباره برگردد روزه اش صحیح نیست هر صحیح نیست از مجنون هرچند ادوارى باشد(یعنى گاهى دیوانه مى شود) حال چه اینكه جنونش همه ساعات روز را فرا گیرد و چه اینكه قسمتى از روز را دیوانه شود و بقیه روز سالم گردد و همینطور است روزه مست و بیهوش و نزدیكتر به احتیاط براى كسیكه نیت كرده و سپس مست یا بیهوش شده و مجددا هوشیار گشته این است كه روزه اش را تمام كند و قضاء آنرا نیز بگیرد و اما كسیكه اول فجر هوشیارانه نیت كرده در وسط روز بیهوش شده و دوباره بهوش آمد تنها واجب است روزه اش را تمام كند مگر آنكه بدون نیت وارد روزه شده كه او باید روزه اش را قضاء كند و اما كسیكه سراسر روز را بخواب رفته اگر قبل از خواب نیت روزه داشته روزه اش ‍ صحیح است و همچنین صحیح نیست روزه از زنیكه خالى و از حیض و و نفاس بوده ولكن قبل از غروب هر چند، لحظه اى خون ببیند و همچنین زنیكه لحظه اى بعد از فجر خون نفاس یا حیضش قطع شده كه روزه آنروز وى نیز بخاطر همان یك لحظه ناپاكى صحیح نیست .
یكى دیگر از شرائط صحت روزه نداشتن بیمارى یا درد چشم است البته بیمارى و درد چشمى كه روزه برایش ضرر دارد یعنى درد آنرا شدیدتر و یا بهبودش را دیرتر و یا خرابى و بیماریش را شدیدتر مى سازد، حال چه اینكه یقین به این آثار سوء داشته باشد و یا صرفا احتمال آنرا بدهد كه باعث دلواپسى و ترسش باشد و همچنین كسیكه مى ترسد اگر روزه بگیرد دچار بیمارى و ضرر میشود. البته این در صورتى است كه ترس او منشاءئى عقلانى و قابل اعتناء نزد عقلا داشته باشد كه در اینصورت نیز روزه اش صحیح نیست و جایز بلكه واجب است بر او كه افطار كند و اما صرف ضعف و سستى مجوز افطار نیست هرچند كه ضعف مفرط باشد بله اگر بحدى برسد كه عادتا قابل تحمل نیست جائز نیست افطار كند.
و اگر بخیال اینكه روزه برایش ضرر ندارد روزه بگیرد و بعد از فراغت از آن معلوم شود كه اشتباه كرده و از ناحیه روزه صدمه دیده در صحت آن روزه اشكال است بلكه صحیح نبودن آن خالى از قوت نیست .
یكى دیگر از شرائط صحت روزه این است كه مسافر نباشد البته سفرى كه باعث شكسته شدن نماز است كه در چنین سفرى روزه صحیح نیست اگر چه روزه مستحبى باشد بنابراقوى ، بله چند مورد استثناء شده یكى روزه عوض قربانى براى كسیكه نتوانسته وظیفه قربانى را انجام دهد كه باید سه روز از ده روز بدل قربانى را در حج بگیرد دوم روزه عوض از سر بریدن شتر براى كسیكه قبل از غروب نهم عمدا از عرفات كوچ كند كه باید هیجده روز روزه بگیرد و سوم روزه نذریكه شرط شده آنرا در خصوص سفر بگیرد و یا نذر كرده باشد روزه اى بگیرد چه مسافر باشد و چه حاضر واما اگر نذرش ‍ مطلق باشد (به اینكه اسمى از سفر نبرده باشد و تنها نذر روزه كرده باشد)نمى تواند آن را در سفر بگیرد.
مساءله 2 - درصحت روزه مستحبى علاوه بر آنچه گذشت شرط دیگرى هست و آن این است كه قضاء روزه واجب بگردنش نباشد و احتیاط در مطلق روزه هاى واجب از قبیل كفاره و غیر آن ترك نشود بلكه تعمیم مطلق واجب خالى از قوت نیست .
مساءله 3 - آنچه از شرائط كه براى صحت روزه ذكر كردیم شرط وجوب نیز هست غیر از اسلام و ایمان .
یكى دیگر از شرائط وجوب ، بلوغ است پس روزه بر كودك نابالغ واجب نیست هرچند كه نیت روزه مستحبى كند و در اثناء روز بحد بلوغ برسد بله اگر قبل از طلوع فجر به حد بلوغ برسد واجب است نیت روزه كند و كودكى كه نیت روزه كرد اگر در اثناء روز بحد بلوغ برسد و مفطرى نیاورده باشد نزدیكتر به احتیاط آنستكه روزه اش را تمام كند بلكه اگر قبل از ظهر بحد بلوغ برسد و مفطرى انجام نداده بهتر و نزدیكتر به احتیاط آنست كه نیت روزه كند و آن روزه را به آخر برساند.
مساءله 4 - اگر مكلف حاضر - در وطن باشد و در حال روزه از وطن بعزم سفر خارج شود در صورتیكه قبل از ظهر خارج مى شود واجب است كه افطار كند و اگر بعد از ظهر خارج شود واجب است بحال روزه باقى بماند و روزه اش صحیح است واگر مسافر از سفر برگردد و حاضر در شهرش و یا شهریكه مى خواهد در آن ده روز اقامت كند بشود در صورتیكه قبل از ظهر بدانجا برسد و چیزى هم كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد واجب است نیت كند و روزه را بگیرد و اگر بعد از ظهر بدانجا برسد ویا قبل از ظهر و بعد از آنكه مفطرى انجام داده برسد روزه آنروز بر او واجب نیست .
مساءله 5 - مسافریكه حكم را نمى داند یعنى نمى داندكه روزه در سفر مشروع نیست اگر روزه بگیرد روزه اش صحیح است و از تكلیف او مجزى است بهمان ترتیبى كه در جاهل بحكم نماز گذشت چون شكستن نماز بمنزله افطار الصلوة بالنسبة به نماز گفتیم در اینجا نیز هست بروزه مى آید و بنابر این پس كسى كه باید در سفر هم نماز را تمام بخواند مانند مكارى و كسیكه سفرش نافرمانى خداى تعالى است و كسیكه قصد اقامت ده روز در جائى نموده و نیز مرددیكه سى روز به حال تردید پشت سر انداخته و امثال آنان باید روزه را هم بگیرند بله كسیكه براى شكار سفر كرده و منظورش از شكار تجارت و كسب است باید روزه را بشكند و افطار كند و در نمازش احتیاط نموده هم شكسته بخواند و هم تمام و نیز فرق دیگرى كه بین نماز و روزه هست این است كه اگر كسى فراموش كند كه در سفر است و نباید روزه بگیرد و روزه گرفت و بعد از مغرب بیادش بیاید باید روزه را قضاء كند ولى اگر همین شخص نماز را تمام بخواند و بعد از وقت متوجه شود كه مسافر بوده و باید شكسته مى خوانده قضاء بر او واجب نیست كه در كتاب صلوة گذشت .
مسافر در چهار محل كه مخیر است نماز را تمام و یا شكسته بخواند نباید روزه بگیرد و نیز اگر بعد از ظهر وطن به سوى سفر خارج شود باید روزه را تمام كند ولى همین شخص اگر در سفر خواست نماز بخواند باید آنرا دو ركعتى بخواند و بعكس اگر مسافر بعد از ظهر وارد شهر خود شود باید روزه را بشكند ولى همین شخص نماز آنروزش را اگر در سفر خوانده تمام مى خواند.
و ما در كتاب صلوة گفتیم كه معیار در شكسته شدن نماز این است كه مسافر به حد ترخص برسد در روزه نیز همین معیار است یعنى قبل از رسیدن به حد ترخص نمى تواند افطار كند بلكه اگر چنین كند باید روزه را قضاء كند و بنابر احتیاط كفاره نیز بر او واجب است .
مساءله 6 - در حال اختیار در ماه رمضان مسافرت جائز نیست هرچند كه منظورش از سفر فرار از روزه باشد چیزیكه هست مسافرت به این منظور قبل از گذشتن بیست وسه روز از رمضان كراهت دارد مگرآنكه مسافرت بمنظور حج یا عمره باشد و یا به خاطر مالى باشد كه مى ترسد اگر سفر نكند آنمال تلف شود و یا مى ترسد اگر سفر نكند برادرى دینى از او هلاك مى شود و اما روزه غیر رمضان در صورتیكه روزه اش معین باشد نزدیكتر به احتیاط آنست كه در حال اختیار سفر نكند و روزه اش را بگیرد همچنانكه اگر مسافر است نزدیك تر به احتیاط آن است كه اگر مى توانست در همان سفر قصد اقامت ده روزه را بكند تا روزه معین را بگیرد هر چند كه اقوى آنستكه چنین كسى مى تواند مسافرت كند و واجب نیست در صورتیكه مسافر است قصد اقامت كند.
مساءله 7 - براى مسافر و بلكه هر كسیكه شرعا مى تواند روزه رمضان را بخورد مكروه است در روز كه شكم خود را از آب و طعام پر كند و نیز كراهت دارد كه جماع كند بلكه نزدیكتر به احتیاط آنستكه این عمل را ترك كند هرچند كه اقوى جواز آنست .
مساءله 8 - براى چند طائفه جایز نیست كه در ماه مبارك رمضان افطار كنند یعنى روزه نگیرند اول پیرمرد و پیرزنى كه یا بكلى روزه گرفتن مقدورشان نیست و یا برایشان بسیار دشوار است دوم كسانیكه مبتلا به بیمارى تشنگى هستند حال چه اینكه اصلا بتوانند تشنگى را تحمل كنند و یا آنكه تحملش ‍ برایشان دشوار باشد سوم زن حامله اى كه نزدیك زائیدن است و روزه گرفتن مضر است بحال او و بحال فرزند اوست چهارم زن شیردهیكه كم شیر است و اگر روزه بگیرد شیرش كمتر شده یا خودش صدمه مى خورد و یا فرزندیكه شیر میدهد همه این چند طائفه روزه را مى خورند و باید هر یك ازآنان براى هر روز یك مد طعام كفاره بدهند و نزدیكتر به احتیاط آنستكه براى هر روز دو مد(یعنى نیم من ) طعام بدهند بجز پیرمرد و پیرزن مبتلا به بیمارى عطش كه در صورت عدم امكان روزه گرفتن وجوب كفاره بر آنان محل اشكال است بلكه واجب نبودنش خالى از قوت نیست همچنانكه وجوب آن بر زن حامله اى كه نزدیك بزائیدن است و نیز بر زن شیردهى كه شیرش كم است و روزه مضر بحال آندو و یا بحال فرزند آندو است محل تاءمل است .
مساءله 9- در زن شیرده فرقى نیست بین اینكه فرزند خود او باشد و یا آنكه از دیگرى باشد و او وى را شیر دهد حال چه اینكه اجرت بگیرد و شیر دهد و یا آنكه تبرعا شیر دهد كه او نیز میتواند روزه را افطار كند البته نزدیكتر به احتیاط آنستكه در صورتى براى شیر دادن روزه را افطار كند كه شیردهى دیگر براى طفل یافت نشود واگر كسى هست كه با اجرت بچه را شیر دهد و یا از پدر طفل و یا مادر طفل و یا متبرعى است اجرت بگیرد طفل را به او بسپارد و خود روزه اش را بگیرد.
مساءله 10 - بر زن حامله و شیرده واجب است روزه هائیكه از او فوت شده قضاء كند همچنانكه احتیاط آنستكه پیرزن و پیرمرد و نیز كسیكه بیمارى عطش دارد اگر قدرت یافتند روزه هاى فوت شده را قضاء كنند.
گفتار درطرق ثبوت هلال رمضان و شوال  
هلال ماه مبارك رمضان و هر ماه دیگر بچند طریق ثابت مى شود یكى اینكه مكلف خودش هلال را به چشم ببیند هرچند كه او در دیدن هلال تنها باشد و غیر او كسى ندیده باشد 2 - اینكه بین مردم رؤ یت آن شایع و متواتر باشد بحدیكه یقین آور باشد 3 - اینكه سى روز از اول ماه قبلى گذشته باشد 4 - اینكه بینه شرعیه یعنى دو شاهد عادل شهادت دهند كه ما هلال را دیدیم . 5 - اینكه حاكم شرع حكم كند باینكه فردا اول رمضان و یا مثلا اول شوال است البته حكم حاكم وقتى نافذ و معتبراست كه مكلف علم بخطا بودن حكم او یا مدرك حكم او نداشته وگرنه حكم او در حق وى نافذ نیست .
واما گفتار منجمین در این باره هیچ اعتبار شرعى ندارد و نیز طوق داشتن هلال و یا غایب شدنش بعد از شفق روز قبل هیچ دلالتى بر اینكه شب قبل اول ماه بود ندارد هرچند كه براى مكلف ظن به این معنا را هم بیاورد.
مساءله 1 - در قبول شهادت بینه شرط است كه بینه به رؤ یت خود شهادت بدهد یعنى دو شاهد عادل بگویند ما هلال را بچشم خود دیدیم ، پس اگر بگویند ما علم داریم ، باینكه مثلا امشب ماه است كافى نیست .
مساءله 2 - در حجیت بینه (شهادت دو شاهد عادل ) این شرط معتبر نیست كه حتما نزد حاكم شهادت دهند پس این دو شاهد نزد هر كس كه شهادت دهند شهادتشان آندو را بخاطر اینكه معتبر است حتى اگر نزد حاكم شهادت بدهند و حاكم شهادت آندو را بخاطر اینكه عدالت آنان براى وى ثابت نشده رد كند ولى عدالتشان براى مكلف ثابت باشد و نزد او نیز شهادت دهند شهادتشان براى او معتبر است و شرعا واجب است بر آن شهادت ترتیب اثر دهد یعنى فردا را اول رمضان دانسته روزه بگیرد و یا اول شعبان دانسته و افطار كند.
و در شهادت دو شاهد عادل این معنا معتبر نیست كه زمان رؤ یت هر دو توافق داشته همینكه شهادت دهند، ما ماه را دیدیم كافى است بله این معنا معتبر است كه باید اوصافیكه ربطى به شكل و قیافه خود هلال ندارد و مكلف احتمال دهد كه اگر توصیف آندو درباره اوصاف خارجه از خود هلال مختلف است بخاطر اختلافى است كه آندو در تشخصى دارند مثلا یكى بگوید من هلال را در نقطه بلندى از آسمان دیدم و آن دیگرى بگوید من در كرانه افق دیدم یكى بگوید هلالى كه من دیدم طوق داشت دیگرى بگوید بدون طوق بود یكى بگوید من آنرا در عرض شمالى دیدم آن دیگرى بگوید در عرض جنوبیش رؤ یت كردم كه اگر اختلاف دو شاهد در اینگونه اوصاف باشد بعید نیست كه شهادتشان قبول باشد مگر آنكه تفاوت بسیار زیاد باشد.
اگر یكى از دو شاهد و یا هر دو در وصف هلال چیزى بگویند كه مخالف با واقع باشد مثلا ما مى دانیم كه هلال در اول هر ماه همواره دو لبه اش بطرف آسمان و گرده اش به طرف افق است حالا اگر دو شاهد بعكس این شهادت دهند شهادتشان پذیرفته نیست و اما اگر هر دو شاهد و یا یكى از آن دو بطور مطلق بگوید من ماه را دیدم و درباره خصوصیات ماه چیزى نگوید و یا یكى از آندو مطلق بگوید و دیگرى اوصافى براى آن ذكر كند كه مخالف با واقع نیست كفایت مى كند.
مساءله 3 - اگر چهار زن و یا یك مرد و زن شهادت دهند كه ماه را دیده ایم شهادتشان پذیرفته نیست و همچنین اگر یك مردم شهادت دهد و سوگند را هم ضمیمه كند اعتبارى بشهادتش نیست .
مساءله 4 - فرقى نیست بین اینكه دو شاهد عادل اهل شهر و قریه مكلف باشند و یا از خارج آن محل آمده باشند و نیز فرقى نیست و در اینكه در آسمان لكه ابرى باشد یانباشد بله اگر در افق هیچ لكه نباشد و آسمان كاملا صاف باشد و مردم براى دیدن هلال جمع شده باشند و در بین آنان اختلاف باشد عده اى مدعیان رؤ یت را تكذیب بطوریكه احتمال اشتباه دو شاهد عادل در دل مكلف قوت بگیرد در چنین وضعى در قبول شهادت آندو اشكال هست .
مساءله 5 - حجیت حكم اختصاص بمقلدین او ندارد بلكه حكم او بر سایر حكام شرع نیز حجت است مگر آنكه نزد سایر حكام خلاف حكم آن حاكم و یا خطا مستند او ثابت شده باشد.
مساءله 6 - اگر در شهرى هلال ثابت شده باشد و در شهرى دیگر نشده باشد اگر ایندو شهر نزدیك بهم باشند و یا بدانیم افق هر دو یكى است ثبوت آن براى مردم هر دو شهر كافى است و در غیر این صورت كافى نیست .
مساءله 7 - جائز نیست در مسئله رؤ یت هلال بخبر تلگرافى و امثال آن اعتماد شود مگر آنكه تلگراف از شهرى نزدیك بمحل اقامت مكلف مخابره شده باشد و یا بداند كه افق آن شهر با افق محل اقامتش توافق دارد و ثبوت هلال در آن شهر محقق شده باشد یا حاكم آن شهر حكم كرده باشد و یا بینه اى شرعى اقامه شده باشد و این در تحقق كافى است كه مخابره كننده همان بینه شرعى باشد.
گفتار در قضاء روزه رمضان  
بر كودك واجب نیست بعد از آن كه بحد بلوغ رسید روزه هاى كه در سالهاى قبل از بلوغش افطار كرده قضاء كند و مجنون و كسى هم كه مدتى در حال بیهوشى بوده واجب نیست روزه هاى ایام عذر را قضا كنند و همچنین بر كافر اصلى و اما كافر غیر اصل یعنى مسلمانیكه مدتى مرتد شد و دوباره برگشت باید روزه هاى زمان ارتداد را قضاء كند و نیز بر حائض و نفساء واجب است روزه هاى ایام عذر را قضاء نماید هر چند كه قضاء نمازهاى آن ایام واجب نیست .
مساءله 1 - در سابق گذشت كه اگر كسى قبل از ظهر بحد بلوغ برسد هر چند چیزى نخورده باشد و مفطرى انجام باشد روزه آن روز بر او واجب نیست و همچنین است كه كسیكه نیت روزه مستحبى كرده و در اثناء روز به حد بلوغ رسیده باشد پس این دو نفر اگر روزه آن روز را خورده باشند قضائش بر آنان واجب نیست هرچند كه به احتیاط نزدیك تر است .
مساءله 2 - كسیكه روزه اش بخاطر مستى فوت شده قضاء آن بر او واجب است حال چه اینكه شراب مسكر را به منظور مداوا خورده باشد و چه بوجه حرام نوشیده باشد بلكه نزدیكتر به احتیاط آنست كه حتى در صورتى هم كه قبل از نوشیدن شراب در هنگام نیمه شب نیت روزه را كه كرده باشد و روزه را تا به مغرب رسانده باشد قضاء آنروز را بیاورد.
مساءله 3 - كسیكه مخالف مذهب حق بوده و سپس مستبصر شده بر او واجب نیست روزه هائیكه در آن حال از او فوت شده واجب است قضاء كند.
مساءله 4 - در قضاء روزه واجب لازم نیست بفوریت انجام شود ولى به احتیاط واجب جائز نیست از رمضان بعد تاءخیر بیندازد و اما اگر یكسال تاءخیر انداخت از آن به بعد موسع مى شود.
مساءله 5 - در قضاء ترتیب و تعین اینكه امروز كدام روزه فوت شده را قضاء مى كنم لازم نیست پس اگر چند روز روزه از مكلف فوت شده بهمان عدد روزهایى را روزه بگیرد به نیت قضاء آن ایام كفایت مى كند هرچند معین نكند كه روز اول قضاء اولین روز فوت شده و روز دوم قضاء دومین روز همچنین تا آخر.
مساءله 6 - اگر دو ماه رمضان و یا بیشتر روزه از او فوت شده باشد مخیر است بین اینكه اول ماه رمضان اول را قضا كند و یا اول رمضانهاى بعد را بله اگر قضا رمضان همین سال را با قضا رمضان سال قبل را بعهده دارد و وقت براى بجا آوردن قضا هر دو رمضان را ندارد به احتیاط واجب باید قضا رمضان همین سال را نیت كند واگر عكس این عمل كند ظاهرا قضاء رمضان قبلى را كه گرفته صحیح است وبراى رمضان امسال كه دیگر وقت ندارد قضاء كند باید كفاره تاءخیر بپردازد.
مساءله 7 - اگر بعلت بیمارى و یا حیض و نفاس روزه رمضان امسال را مكلف فوت شود و قبل از آن كه آنرا قضا كند از دنیا برود قضاء آن واجب نیست هرچند كه مستحب است برایش نائبى را استیجار كنند.
مساءله 8 - اگر بخاطر عذرى روزه ماه رمضان و یا بعضى از ایام آن از او فوت شد و عذر او تا رمضان دیگر ادامه یافت اگر عذرش بیمارى بوده قضاء آن را وى ساقط مى شود و تنها بعهده او است كه از هر روزى یك مد (یعنى یك چارك )طعام كفاره دهد و انجام قضاء كافى از كفاره نیست و اما اگر غیر از مرض بوده مثلا سفر و نظیر آن بوده اقوى این است كه تنها قضاء بر او واجب است و همچنین است جائیكه علت فوت شدن بیمارى بوده ولى علت تاءخیر عذرى دیگر و یا بعكس علت فوت مثلا سفر بوده و علت تاءخیر عذرى دیگرى و یا بعكس علت فوت مثلا سفر بوده و علت تاءخیر بیمارى كه در هر دو صورت قضاء بر او واجب است لكن سزاوار آنست كه احتیاط را ترك نكند یعنى هم قضاء را بیاورد و هم كفاره را بپردازد مخصوصا در جائیكه عذر سفر بوده باشد و همچنین صورت عكس .
مساءله 9- اگر روزه همه رمضان و یا بعضى از روزهاى آن بدون عذر بلكه عمدا از او فوت شده و تا رمضان دیگر قضاى آن را نیاورده باشد علاوه بر كفاره افطار عمدى واجب است براى هر روز یك مد طعام كفاره دهد و در زمانهاى بعد آنها را قضاء كند و همچنین این كفاره به روزى یك مد واجب است در جائیكه روزه اش بخاطر عذر موجه فوت شده و بعد از رمضان عذر برطرف شده باشد و عذرى دیگر پیدا نشده باشد و مكلف در انجام قضاء آن سستى كرده باشد تا رمضان دیگر فرا رسد و اما اگر بعد از برطرف شدن عذر تصمیم داشته باشد روزه هاى فوت شده را قضاء كند لكن عذر موجه دیگرى در تنگى وقت پیدا شده باشد احتیاط واجب آنستكه در اینجا نیز هم كفاره بدهد وهم در زمانهاى بعد قضاء كند.
مساءله 10 - كفاره تاءخیر بخاطر تكرار سالها مكرر نمى شود پس اگر سه روز از سه رمضان متوالى از او فوت شده و قضاء آنرا نیاورده باشد یك كفاره براى یك روز رمضان اول مى دهد و یكى براى یكروز رمضان دوم و اما براى رمضان سوم فقط قضاء آنرا بجا مى آورد مگر آنكه قضاء آنرا نیز تاءخیر بیندازد تا رمضان چهارم فرا رسد كه اگر چنین كند یك كفاره دیگر براى یكروز رمضان سوم مى دهد.
مساءله 11 - جائز است مكلف كفاره چند روز از یك رمضان و یاچند رمضان را به یك فقیر بدهد و لازم نیست بهر فقیرى تنها یك مد بپردازد.
مساءله 12 - جائز است در قضاء رمضان مادام كه وقت آن تنگ شده اینكه مكلف روزه اش را تا ظهر نشده بشكند و اما بعد از ظهر شكستن آن حرام و بلكه موجب كفاره است هرچند كه امساك در بقیه روز واجب نیست وكفاره شكستن قضاء رمضان اطعام ده مسكین و بهر مسكینى یك مد طعام است واگر تمكن مالى ندارد كفاره اش سه روز روزه گرفتن است .
مساءله 13 - روزه مانند نماز است كه اگر از كسى فوت شود و او از دنیا برود ولى او باید قضاء آنرا بجاى آورد حال علت قضاء شدن آن هر چه مى خواهد باشد بله بعید نیست بگوئیم در صورتیكه میت از در طغیان نماز و روزه را ترك كرده بر ولى او واجب نباشد ولكن احتیاط وجوب آنست بلكه نباید این احتیاط ترك شود البته این وجوب قضاء بر ولى در روزه هائى است كه فوت آن موجب قضاء بوده واما در روزه هایى كه قضاء آن بر خود او واجب نبوده ولى نیز واجب نیست بنابراین اگر بخاطر عذر موجه روزه اش را خورده در بین همان رمضان مرده و یا همان عذرش ادامه یافته تا رمضانى دیگر قضاء آن بر ولى او واجب نیست چون درچنین فرضى قضاء ساقط است و در این مسئله هیچ فرقى نیست بین اینكه میت بمقداریكه بتوان به نیت او صدقه داد مالى بجاى گذاشته باشد و یا نگذاشته باشد هرچند كه در صورت اول نزدیكتر به احتیاط آنستكه با رضایت ورثه هم برایش تصدق دهند و هم روزه هاى فوتیش را قضاء كنند ودر بحث قضاء نماز پاره اى فروع كه مربوط به اینجا نیز مى شود گذشت .
گفتار در اقسام روزه  
روزه چهار قسم است : واجب و مستحب و مكروه و ممنوع ، روزه واجب عبارتست از روزه ماه مبارك رمضان و روزه كفاره و روزه قضاء و روزه عوض ‍ خونیكه باید در حج تمتع ریخته باشد و روزه روز سوم از ایام اعتكاف و روزه نذر و عهد و سوگند هرچند كه شمردن این سه قسم اخیر در زمره روزه هاى واجب مسامحه اى هست .
گفتار در روزه كفاره 
روزه كفاره نیز چند قسم است یكى كفاره اى است كه بضمیمه كفاره اى دیگر واجب مى شود مانند كفاره قتل عمدى كه قاتل هم باید روزه بگیرد وهم برده آزاد كند و هم شصت مسكین طعام دهد، و همچنین كفاره افطار بحرام در ماه مبارك رمضان كه بنابراحتیاط باید هر سه را انجام دهد.
یكى دیگر قسمتى است كه بعد از عجز از كفاره اى دیگر واجب مى شود مانند كفاره اظهار و كفاره قتل خطائى كه وجوب روزه در این دو مورد بعد از عجز از آزاد كردن برده است و همچنین كفاره افطار در قضاء روزه رمضان كه روزه گرفتن در آن وقتى واجب مى شود كه نتواند ده مسكین را طعام دهد و كفاره شكستن سوگند بخداى تعالى كه در مرحله اول آزاد كردن برده و یا اطعام ده مسكین و یا پوشانیدن آنان است و در مرحله دوم اگر از انجام آنها عاجز شد باید سه روز روزه بگیرد و نیز كفاره خراش دادن زن است صورت خود را در مصیبت بنحوى كه خون درآید و یا موى سر خود را بكند و یا مردى در مرگ همسر یا فرزندش گریبان چاك كند باید همان كفاره را كه در شكستن سوگند گذشت بدهد و نیز مانند كفاره كوچ كردن از عرفات قبل از غروب آفتابست كه اگر عمدا صورت بگیرد مكلف باید شترى قربانى كند واگر از آن عاجز شد هجده روز روزه بگیرد و یكى دیگر كفاره شكار كردن شتر مرغ در حال احرام است كه در مرحله اول باید شترى قربانى كند واگر نتوانست پول آنرا طعام خریدارى نموده با آن شصت مسكین را سیر كند. یعنى به هر مسكینى بنابر اقوى یك مد طعام بدهد و احتیاط نزدیكتر دو مد مى پردازد واگر چیزى زیاد آمد مازاد را نیز بهمان شصت مسكین مى پردازد و اگر كم آمد واجب نیست از خودش طعام خریدارى كند و احتیاط به دادن دو مد به یك مسكین در جائى است كه باعث كمبود از شصت نفر نشود وگرنه بهر مسكینى یك مد مى دهد و شصت نفر را كامل مى كند واگر از دادن تصدق عاجز شد بنابر احتیاط واجب به عوض هر مد یك روز روزه بگیرد تا شصت روز كه این آخرین درجه كفاره او است و اگر از روزه شصت روز عاجز شد آنوقت هیجده روز روزه مى گیرد و از آن جمله كفاره شكار گاو وحشى براى محرم است كه باید یك گاو قربانى كند واگر از تهیه كردن آن عاجز باشد پول آنرا طعام خریدارى نموده سى نفر مسكین را اطعام مى كند یعنى بهر مسكینى بنابر اقوى یك مد مى پردازد و نزدیكتر به احتیاط آنست اگر كم نمى آورد بهر مسكینى دو مد بدهد واگر طعام خریدارى شده زیاد بیاید مال خود او است ، و احتیاط مستحبى در دادن دو مد به هر مسكین مخصوص به جائى است كه موجب نقص بر سى نفر نشود و اگر كم بیاید واجب نیست از خودش آنرا تكمیل كند.
و اگر نتوانست این كار را انجام دهد روزه مى گیرد و بنابراحتیاط عوض هر یك مد یك روز روزه بگیرد تا سى روز كه نهایت كفاره اوست و اگر نتوانست نه روز روزه مى گیرد و كفار شكار كردن گورخر در حال احرام نیز همین است هر چند كه نزدیكتر به احتیاط آنست كه در شكار گورخر كفاره مخصوص ‍ شترمرغ را انجام دهد مورد دیگر از صور عجز از كفاره دیگر شكار كردن آهو در حال احرام است كه در مرحله اول یك گوسفند و در صورت عجز از آن قیمت آنرا طعام مى خرد و بر ده مسكین به هر نفر یك مد بنابر اقوى توزیع مى كند و به احتیاط نزدیكتر دادن دو مد است و حكم زیاده و نقیصه آن و مورد احتیاط مثل مسئله قبلى است واگر از این عاجز شد بنابراحتیاط عوض هر یك مد طعام یكروز روزه میگیرد تا ده روز كه نهایت كفاره او است و اگر از این نیز عاجز بود سه روز روزه مى گیرد.
یكى دیگر از اقسام روزه كفاره كفاره اى است كه مكلف مخیر است بین روزه و بین غیر آن و این نوع كفاره درچند مورد است یكى كفاره روزه خوردن در رمضان ودوم كفاره فاسد كردن اعتكاف بوسیله جماع و سوم كفاره موى كندن زن در مصیبت و چهارم كفاره نذر و عهد كه در این موارد مكلف مخیر است بین خصال سه گانه .
مساءله - در مواردیكه مكلف موظف است دو ماه روزه بعنوان كفاره بیاورده مانند مواردیكه باید هر سه خصلت كفاره را انجام دهد و نیز موردیكه مخیر است یكى از آن سه خصلت را انجام دهد و نیز موردیكه باید بین سه خصلت رعایت ترتیب را بكند و در همه این موارد لازم است دو ماه روزه را پشت سر هم انجام دهد و براى رسیدن به این منظور كافى است همه ماه اول و یك روز از ماه دوم را پشت سر هم بیاورد كه بیانش گذشت . و بنابراحتیاط واجب است كه این تتابع و پشت سرهم انجام دادن را در روزه هیجده روزه اى كه عوض از دو ماه است نیز رعایت كند بلكه این تتابع در روزه سایر كفارات نیز واجب است بنابراحتیاط.
در مواردى كه گفتیم تتابع لازم است اگر در بین مدت عذرى پیش آمد كه مكلف نتوانست روزه بگیرد و ناگزیر از افطار شد این مفطر مضربه تتابع نیست بعد از زوال عذر بلافاصله عمل را ادامه مى دهد و روزه بقیه ایام را مى آورد كه بیانش در سابق نیز گذشت .
و اما روزه هاى مستحبى :  
روزه هاى مستحبى سیزده است كه از همه مؤ كدتر روزه سه روز در هر ماه است و بهترین كیفیت آن اینستكه اولین پنج شنبه و آخرین پنج شنبه و اولین چهارشنبه در دهه هر ماه را روزه بگیرد.
دوم - روزه ایام البیض یعنى سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه است .
سوم - روزه روز غدیر كه روزه هیجدهم ذى الحجه است .
چهارم - روزه روز ولادت رسول خدا (ص ) كه هفدهم ربیع الاول است .
پنجم - روزه روز مبعث آنجناب كه روز بیست و هفتم رجب است .
ششم - روزه روز دحوالارض كه روز بیست و پنجم از ذى القعده است .
هفتم - روزه روز عرفه براى كسیكه روزه گرفتن او را دچار ضعف نمى كند و از خواندن دعاهاى آنروز باز نمى دارد البته استحباب روزه این روز در وقتى است كه هلال اول ذى الحجه ثابت شده باشد بطوریكه مكلف این احتمال را ندهد كه آنروز عید قربان باشد.
هشتم - روزه روز مباهله و آن روز بیست و چهارم از ذى الحجه است كه البته مكلف روزه آنروز را به قصد قربت مطلقه و از باب شكرانه این نعمت كه رسول خدا (ص ) در آنروز فضیلت عظیمى از فضائل مولانا امیرالمؤ منین علیه السلام را اظهار نموده بجا مى آورد.
نهم - روزه هر پنج شنبه و جمعه .
دهم - روزه اول ذى الحجه تا روز نهم آن
یازدهم - روزه ماه رجب و ماه شعبان حال یا همه آندو ماه و یا بعضى از ماه هرچند یك روز از هر یك .
دوازدهم - روز نوروز
و سیزدهم - اول و سوم ماه محرم .
و اما روزه هاى مكروه 
در چند مورد روزه گرفتن كراهت دارد: اول روزه گرفتن استحبابى میهمان بدون اجازه میزبان و همچنین با نهى او و نزدیكتر به احتیاط آنست كه با عدم اذن او روزه را ترك كند.
دوم روزه گرفتن فرزند بدون اذن پدر این در صورتى است كه روزه او پدر را از نظر شفقت آزار ندهد. اگر نهى كند احتیاط ترك روزه است هرچند موجب اذیت او نشود.
سوم روزه گرفتن با وجود نهى مادر و نزدیكتر به احتیاط آنست كه نوه و نبیره تا هرچه پایین تر رود را محكوم بحكم فرزند بدانیم و جد اول و دوم و هرچه بالاتر رود را و چون بدانیم بلكه بهتر آنست كه مراعات اذن مادر را نیز بكنیم .
و اما روز عرفه درفرضى كه روزه گرفتن آن مكلف را ناتوان نموده از واقع روز عید باشد سزاوارتر ترك روزه گرفتن است البته در این دو فرض ظاهرا كراهت بمعنائیكه حتى در عبادات مصطلح است نمى باشد.
و اما روزه هاى ممنوع 
یكى روزه روز عید فطر و عید قربان است و یكى دیگر روز سى ام شعبان است كه روز گرفتن آن به نیت رمضان ممنوع است و یكى روزه ایام تشویق 11 و 12 و 13 ذى الحجه براى كسى است كه در منى است چه مناسك حج را انجام دهد و چه ندهد و یكى دیگر روزه كسى است كه نذر كرده بوده اگر موفق بفلان معصیت شود یك و یا چند روز روزه بگیرد یكى دیگر روزه از سخن گفتن است و به اصطلاح روزه سكوت است به این معنا كه نیت كند بعنوان روزه یكروز و یا بعضى از یكروز را سخن نگوید و اما اگر بدون نیت سخن نگوید هرچند كه سكوتش در تمام روز باشد اشكال ندارد یكى دیگر روزه وصال است به این معنا كه دو روز را با شب میانى آن روزه بگیرد و بوجه قوى تر روزه وصال كه ممنوع است هم شامل این مورد مى شود كه كسى نیت كند یك روز و یك شب را تا سحر امساك كند و هم شامل روزه كسى مى شود كه نیت كند دو روز و یك شب را امساك كند و اما افطار نكردن و تاءخیر آن تا سحر و حتى تا شب دوم بدون نیت روزه وصال نیست و اشكال ندارد هرچند كه نزدیكتر به احتیاط این است كه از اینكار نیز اجتناب كند همچنانكه احتیاط این است كه زوجه بدون اذن شوهر روزه مستحبى نگیرد بلكه در جائیكه روزه مزاحم حق شوهر است و بلكه در صورت نه او هرچند مزاحم حق او نباشد احتیاط ترك نشود.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :