تبلیغات
عقل سرخ - نخستین بدعت در اسلام را چه کسی بنا نهاد؟
عقل سرخ
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ............................... وان که این کار ندانست در انکار بماند

نخستین بدعت در اسلام را چه کسی بنا نهاد؟

پنجشنبه 1 تیر 1391

نویسنده: علی یوسفی مداح | طبقه بندی:حدیث، کلام و عقاید، تاریخ، علم و دین، فرق و مذاهب، 


نخستین بدعت در اسلام را چه کسی بنا نهاد؟

 بدعت در لغت به معنای« نو آوری» است و این مسئله هر مقدار که در علم و تکنولوژی ممدوح وپسندیده است در امر دین زشت و نکوهیده به حساب می آید چرا که در حقیقت بدعت درشریعت به انحراف دین و خروج ازمحدوده احکام آسمانی منجر شده و معنایی جز نافرمانی خداون متعال و تغییر احکام اوندارد.

  اما آنچه که ما قصد پرداختن به آن در این مقاله را داریم بدعت در اسلام وشناسایی نخستین بدعت گزاران در میان مسلمانان است.


  هرچند که دین مبین اسلام به برکت قران کریم وبه تاییدات الهی  و مجاهدات پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت گرامی آن حضرت و همچنین تلاش ها و زحمات عالمان راستین مسلمان از تحریف و انحراف در امان مانده ولیکن این امر گمراهی برخی از مسلمانان را نفی نمی کند همچنان که اختلافات عقیدتی بسیار میان مسلمانان موید این مطلب یعنی گمراهی گروهی از مسلمانان( ولو تنها در برخی اعتقادات) است.

   برخی از برادران ما از اهل سنت بخاطر عدم دقت و مطالعه مفید و با تکرار سخن گذشتگان شیعیان را به بدعت گذاری متهم کرده و حتی برخی فراتر رفته تشیع را بدعت دانسته و معتقدند که شیعیان پس از حضرت علی (ع) پیدا شدند و آن حضرت به آنچه که شیعیان معتقدند(از قبیل غصب خلافت و...)معتقد نبوده اند!

    گویا آنها گمان می کنند همین که شمارشان بیش از شیعیان است پس حق و حقیقت هم با آنهاست و هیچ دلیلی جز زیاد بودن جمعیت شان برحقانیت خود ندارند!مثل این که فراموش کرده اند در منطق قرآن همواره اکثریت فاسق وکافرند یا ازحق کراهت دارند(اکثرهم کافرون،اکثرهم فاسقون،اکثرهم عن الحق کارهون و...)این آیات حد اقل ثابت می کند که اکثریت به هیچ عنوان ملاک حقانیت نیست. (خدای نکرده مقصود ما از ذکر این آیات دادن نسبت های فسق و کفر و... به اهل سنت نیست بلکه اثبات عدم حجیت اکثریت است)

  در ثانی حتی اگر این منطق صریح قرآن هم نبود کمی تفکر کافی بود تا بدانیم که اگر ملاک اکثریت باشد پس مسیحیت از اسلام به حق نزدیک تر است چرا که جمعیت مسیحیان بیشتر است و حتی اگر بودایی ها هم کمی بیشتر زاد و ولد کنند برحق ترین آیین جهان خواهند بود چرا که از همه پرجمعیت تر خواهند شد اساسا با این طرز تفکر حق تابع زاد و ولد خواهد بود هر گروهی که جمعیت بیشتری داشته باشد بر حق است و هرگاه هم از اکثریت بیفتد ناحق می شود! بطلان این تصور عقلا رو شن است.

  اما ما در این مقاله کوتاه به امید خدا دو برهان روشن و خدشه ناپذیر می آوریم که اولا ثابت کنیم شیعیان اعتقاداتشان را ازاهل بیت (ع) و در راس ایشان پیامبر اکرم(ص) و امیرالمومنین (ع) گرفته اند و سایر نظریات در این زمینه خرافات و توهماتی بیش نیست و در ثانی با برهانی روشن ثابت می کنیم که نخستین بدعت گزاران در دین خود شیخین و دو خلیفه نخست بوده اند وبر این مطلب آنچنان برهانی اقامه می کنیم  که تا زمین در گردش و خورشید در تابش است هیچ کس نتواند در برابر استدلال روشن ما سخنی بگوید مگر این که مجبور به توسل به مغالطه و سفسطه شده وبه وسیله ای از پذیرش حق بگریزد.

  

استدلال اول

 

  نخست از این نکته شروع می کنیم که اهل سنت چهار خلیفه اول را راشدین نامیده و همه را بر حق می دانند بنابراین اگردو تن از این چهار تن بقیه را به بدعت متهم کند اهل سنت بناچار در اعتقاداتشان دچار تضادی بزرگ و لاینحل خواهند شد.

چراکه در این صورت حد اقل یکی از دوطرف منازعه ناحق خواهد بود چون کسی که دیگران را به بدعت متهم کرده یا راست گوست و یا دروغ گو اگر راست گو باشد که نتیجه مشخص است و اگر دروغ گو هم باشد خودش گناهکار و ناحق است . پس اگر ثابت شود که یکی از خلفای راشدین دیگران را بروشنی به بدعت در دین متهم کرده اعتقادات اهل سنت بشدت زیر سوال رفته و رد خواهد شد.

  واین مسئله بسادگی قابل اثبات است اولا امیرالمومنین(ع)در روایات بسیارو متواتر و صحیحی این مطلب را عنوان کرده از جمله خطبه شقشقیه و... ولی ما امروز به مسئله ای تاریخی اشاره می کنیم که مجال هیچ بحثی را باقی نمی گذارد و حتی اجماع همه امت بر بدعت گذار بودن شیخین را هم ثابت می کند و آن مسئله شورای شش نفره و موضع امیرالمومنین (ع) وسایر حاضران در رابطه با سنت شیخین است که در آن مسلمانان بروشنی دو خلیفه نخست را بدعت گذار در دین دانسته اند.

در تاریخ و کتب شیعه و اهل سنت در باره جریان شورا می خوانیم که:

   « ....آن گاه عبدالرحمان براى این كه تظاهر به بى طرفى و بى نظرى كند، اول به طرف على رفت و گفت: «یا على من هم مصلحت در آن مى بینم كه امروز همه مسلمین با تو بیعت كنند ولى شما هم به شرط این كه طبق دستور خدا و سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و روش دو خلیفه قبلى حكومت كنید»[1].
على(علیه السلام) فرمود: «من به دستور الهى و سنّت پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و روش و اجتهاد خودم كه همان رضاى خدا و سنّت پیامبر است رفتار مى كنم نه به روش دیگران» آن گاه به طرف عثمان رفت و همان جمله را تكرار كرد و عثمان پذیرفت. عبدالرحمان دست بیعت به عثمان داد و او را به خلافت برگزید[2] و سایر اعضاى شورا به تبعیت عبدالرحمان بیعت كردند. على(علیه السلام) با حالت غضب ایستاده بود. عبدالرحمان گفت بیعت كن و الا گردنت زده خواهد شد!»

 

علی (ع)بدعت شیخین را نمی پذیرد


برای هر فرد عاقلی از این عبارات روشن می شود که علی (ع) روش دو خلیفه اول را غیر از روش و سنت پیامبر اعظم(ص)می دانسته اند و به همین دلیل عمل به روش پیامبر را پذیرفته ولی از پذیرش روش شیخین امتناع می کنند و این معنایی جز تضاد روش آن دو با سیره و سنت رسول خدا ندارد.

 

اجماع امت بر بدعت گذار بودن عمر و ابوبکر

 

 جالب این جاست که از نظر عثمان و عبدالرحمن بن و عوف وسایر مسلمین حاضر هم روش آن دو چیزی غیر از سنت رسول الله (ص)بوده چون اولا عبدالرحمن روش آن دو را در کنار روش پیامبر مطرح می کند و زمانی که علی (ع) از پذیرش سنت آن دو سرباز می زند ولی سنت پیامبر را می پذیرد عبدالرحمن این مطلب را قبول نمی کند روشن است که از نظر عبدالرحمن هم سیره آن دو غیر از سنت رسول الله بوده که چیزی جز بدعت نامیده نمی شود.

 

  عثمان هم دو خلیفه نخست را اهل بدعت می داند!

 

   جالب این جاست که خلیفه سوم هم روش دو خلیفه نخست را غیر از روش رسول خدا می داند  و تنها با پذیرش سنت (بدعت!)آنها در کنار سنت رسول خدا موفق به رسیدن به منصب خلافت می شود .و این در حالی است که علی (ع)که همواره ولایت بلافصل رسول الله را حق خود می داند با این حال روش شیخین را آنچنان در تضاد و تقابل با سنت رسول الله می داند که حاضر نیست با پذیرش آنها به حق عظیم خود برسد و این بیان گر اوج انحراف سیره آنها و اختلافشان با مذهب رسول الله(ص) است .

 

  نهایتا باید پذیرفت که از دیدگاه مسلمین حاضر در آن جلسه هم، سنت شیخین در تضاد با رسول الله (ص)بوده چرا که شاهد ماجرا بوده و اعتراضی هم نکرده اند و مسئله برایشان عادی بوده پس نتیجه می گیریم که در آن روزهمه امت بر بدعت گذار بودن شیخین اجماع کرده اند چه علی علیه السلام و اصحابش و چه عثمان و یارانش!

 

استدلال دوم

 

  سنت رسول خدا(ص)شامل سیره و سخن آن حضرت می شود و هرکس در سنت ایشان تغییری ایجاد کند مرتکب بدعت در دین شده است .اکنون سوال اینجاست که سنت رسول الله(ص) در تعیین جانشین برای خود چه بوده است؟

دونظریه در این زمینه بیشتر مطرح نیست اول این که پیامبر کار امتش را رها نکرده که دچار فتنه و اختلاف شوند و جانشینی برای خود انتخاب کرده که همان مولای ما علی بن ابی طالب (ع) (که جانم فدای او و فرزندان مظلومش باد) بوده است .این نظر شیعه است.نظر دیگر این است که خدا و رسولش کار امت را به خودشان واگذار کردند وکسی را تعیین نکردند وسپس شد آنچه شد !این هم نظر اهل سنت است .

اگر حرف نخست را بپذیریم که حرف شیعه ثابت شده و اثری از اهل سنت باقی نمی ماند.

  ولی اگر حرف دوم را بپذیریم . دراین صورت یقینا سنت رسول الله عدم تعیین جانشین و واگذاری امور به امت بوده تا خودشان تکلیف خودشان را روشن کنند و دیگران هم باید از این سنت پیروی کنند چرا که اگر بحث تعیین جانشین مطرح بود خود رسول الله احق به این امر بودند تا دیگران.

  اکنون که طبق گفته همراه با اصرار و پافشاری اهل سنت عملکرد و سنت رسول الله(ص) در امر خلافت عدم تعیین جانشین و واگذاری امور به امت بوده پس چرا خلفای اول و دوم هریک به طریقی این سنت رسول الله(ص) را شکستند و بدعت و نو آوری جدیدی در دین ایجاد کردند؟ ابوبکر جانشین تعیین کرد یعنی کاری که به زعم اهل سنت پیامبر نکرده بود و این بدعتی در برابر سنت پیامبر(ص)بود و عمر هم ابداع و نوآوریی را به همراه آورد که مسلمانان هرگز نمی شناختند و آن مسئله شورا بود . پس اهل سنت چاره ای جز پذیرش یکی از این دو را ندارند یا باید ولایت امیرالمونین از جانب خداوند و رسول اکرم(ص)را بپذیرند و یا بدعت گذار بودن شیخین را .

 

  این دو استدلال استدلال هایی خدشه ناپذیرند که خفتگان را بیدار خواهند نمود ولی آنان که خود را به خواب زده اند هرگزبیدار نخواهند شد.

 

 

علی یوسفی مداح



[1] عقد الفرید، ج 4، ص 100، طبع بیروت ـ تاریخ طبرى، ج 3، ص 297 ـ تاریخ الخلفا، ص 154.

[2] همان.

نظرات() 
Denny
جمعه 17 آذر 1396 05:27 ب.ظ
excellent issues altogether, you just gained
a new reader. What would you recommend about your publish that you just made some days ago?
Any certain?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :